ناصر الدين انصارى قمى
388
اختران فقاهت ( فارسى )
او در دوران رياست و مرجعيتش ، هيچگاه دست به حيلهء شرعى نزد ، و حاضر نشد كه از سيد فقيرى اجازه بگيرد و حق سادات را به غيرسادات بپردازد . وى مىفرمود : اين بر خلاف مصلحت تشريع سهم سادات است . « 1 » ه : فروتنى معظمله بسيار ساده ، متواضع و به دور از تعينات رياست و مرجعيت بود . وى خود را به منزلت كمترين مردم هم نمىدانست ، و هماره مىگفت : من به كسى شمرده نمىشوم . هنگامى كه وارد جايى مىشد ، از صدر مجلس فرار مىكرد و هركجا كه خالى بود مىنشست . در زمانى كه هنوز برق نيامده بود ، رسم براين بود كه شبها در مقابل علما و بزرگان فانوس مىبردند تا راه روشن شود . اما اين مرد بزرگ اجازه نمىداد تا در برابرش چراغ ببرند ، و در تاريكى شب به تنهايى از كنارى مىگذشت . « 2 » وقتى در روضهاى كه در خانهء شيخ جعفر كبير ( كاشف الغطاء ) به مناسبت ايام عاشورا برپا شده بود شركت جست ، مجلس آكنده از جمعيت بود و جايى براى نشستن پيدا نمىشد . وى در آخر مجلس و در كفشكن نشست ، تا مردم از جاى برخاستند و او را در صدر مجلس جاى دادند . « 3 » نيز وقتى با علامه سيد محسن امين كارى داشت ، برخى از حاضران گفتند : به او بگوييم تا به حضور شما برسد . ايشان فرمودند : خير ، ما بايد به خانهء او برويم زيرا آمدن او به خانة ما برايش دشوار است . « 4 » اين نهايت فروتنى او را مىرساند كه در عين رياست ، مرجعيت و كهنسالى ، او به ديدن شاگردش مىرود . وى شاگردانش را از راه رفتن با خود منع مىكرد و اگر كسى همراه او به راه مىافتاد ، مىايستاد و مىپرسيد : خواستهء تو
--> ( 1 ) . مامقانى ، مخزن المعانى ، ص 236 . ( 2 ) . تهرانى ، نقباء البشر ، ج 1 ، ص 410 . ( 3 ) . امين ، اعيان الشيعة ، ج 5 ، ص 150 . ( 4 ) . همان ، ص 151 .