ناصر الدين انصارى قمى
360
اختران فقاهت ( فارسى )
قصهها ، داستانها ، تواريخ و سوانح - بود . جز در امور ضرورى ، سخن نمىگفت . در اين مدت طولانى كه شاگردش بودم ، از او سخن بيهوده نشنيدم و ديگران هم به مانند اين ، مىگفتند . لكن همهء اين ، با رعايت اعتدال و ميانهروى بود . من هرگز از او لغزش و گناه صغيرهاى نديدم . در او صفات عالمان ، زاهدان و پرهيزگاران بود . « 1 » زمانى كه در نجف ، مرحوم علامه شيخ هادى تهرانى مورد گلايه و اعتراض علما قرار گرفت و برخى او را تكفير كردند ، از فقيه همدانى هم تكفير او را درخواست كردند . معظمله امتناع كرد و گفت : تكفير امر بزرگى است و به مثل اين نسبتها ، من بر تكفير اقدام نمىكنم . در آن روزها مسئله شيخ هادى ، مسئله روز علما ، طلاب و مردم در مجالس و محافلشان بود . اما در مجلس محقق همدانى ، كسى جرأت و جسارت طرح اين بحث را نداشت . به مجرد ورودش ، همه از اين سخن ساكت مىشدند ، و دربارهء مسئلهء ديگرى سخن مىگفتند . او در مقابل چيزهايى كه منافى شرع بود ، سخت خشمگين مىشد ، اما هيچگاه وى از برخوردهاى جاهلانه ديگران ناراحت نمىشد . زمانى در حضورش از كارهاى رواديد در مجالس عزا سخن به ميان آمد ، و اينكه با ترجيع ، ترديد و صوت مطرب نوحه مىخوانند . ايشان شديدا از اين كار ، اظهار انكار و اشمئزاز كرد . « 2 » نقل است روزى در ايام زيارتى مخصوصه امام حسين عليه السّلام به كربلا مشرف شد و نماز زيارت را مىخواند ، اما به دليل ازدحام جمعيت ، شانههايش حركت مىكرد و استقرار نداشت . پس از نماز ، طلبهاى جلو آمد و با كمال خجالت و شرمندگى گفت : آقا ! ظاهرا اين نماز شما اشكال داشته باشد ، آقا فرمودند : خجالت نداشته باش . شما بايد به من بگوييد : آشيخ بعد از
--> ( 1 ) . امين ، اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 20 . ( 2 ) . همانجا .