ناصر الدين انصارى قمى
350
اختران فقاهت ( فارسى )
نيست ، اما بههرحال در اوايل قرن چهاردهم هجرى و حدود سالهاى 1302 و 1303 ه . ق بود . « 1 » درس او در نجف خوش درخشيد و گروه بسيارى را به سوى خود كشيد . وى در اوايل ورودش به نجف ، چندان مشهور نبود . نخستين كسى كه در بالا بردن نامش و بزرگى مقامش كوشيد ، و علم و فضل او را بازشناخت ، علامه شيخ احمد ، فرزند صاحب جواهر بود كه خود به زيركى ، هوشيارى و دانش شهرت داشت . او نه تنها ملازم فقيه همدانى شد و از درسش لحظهاى غافل نگشت ، بلكه همگان را به حضور در درس فقيه همدانى فرا خواند و به دنبال او ، خاندان صاحب جواهر در حال حيات و پس از درگذشت شيخ احمد ، همگى به درس محقق همدانى حاضر شدند ، چنان كه خود مىگفت : من خاندان صاحب جواهر را پرورش مىدهم . « 2 » تدريس محقق همدانى ، چه در سامرا و چه در نجف ، يكى از مدرسان مشهور به شمار مىرفت . وى در سامرا ، به تدريس سطوح اشتغال داشت و جمعى مانند : آيت اللّه سيد حسن صدر و آيت اللّه شيخ محمّد حسن آل كبّه بغدادى ، از شاگردان وى بودند . « 3 » اما در نجف ، آوازه درس او فراگير شد و گروه بسيارى به درس فقه و اصولش حاضر مىشدند با وجود اينكه كتابت و تصنيف او بهتر از بيان و تدريسش بود ، ولى افاضل محصلان در علم و فضل او و علو مرتبت علمىاش متفق بودند و علم و فضلش بيش از آن بود كه مىگفتند . او محققى صاحبنظر ، دقيق و انديشه ژرف بود . « 4 »
--> ( 1 ) . مرعشى نجفى ، الاجازه الكبيره ، ص 414 . ( 2 ) . امين ، اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 20 . ( 3 ) . تهرانى ، نقباء البشر ، ج 2 ، ص 777 . ( 4 ) . حرز الدين ، معارف الرجال ، ج 1 ، ص 323 .