ناصر الدين انصارى قمى

34

اختران فقاهت ( فارسى )

و الطاف خاصه پروردگار توانا به جامعهء اسلام و بالاخص جامعه تشيع و يكى از نعمت‌هاى بزرگ اوست . او با دانش گسترده و عميقى كه جز نتيجه و ثمرهء توجهات خاصه اهل‌بيت اطهار نسبت به وى به چيز ديگرى نمىتوان حمل كرد ، دامن همت به كمر بسته و احاديث پراكنده و درهم ريختهء آل محمّد عليهم السّلام را از زواياى كتابخانه‌ها بيرون كشيده و با نظم و ترتيب بىسابقه‌اى باب‌بندى نموده و به احياى دوبارهء آنها دست زد ، گويند : وقتى به اطلاع او رساندند كه كتاب مدينة العلم « 1 » شيخ صدوق ( ره ) در يكى از شهرهاى يمن موجود است ، مجلسى بلافاصله موضوع را به اطلاع شاه سليمان رسانيد و او را واداشت تا سفيرى با هداياى فراوان روانهء آن شهر نمايد تا آن كتاب را گرفته و پيش علامه بياورند - اين كتاب جزو منابع بحار ذكر نشده است و اين نشان مىدهد كه معلوم نيست اين كتاب به دست مجلسى رسيده باشد - . انسان ، تنها با مطالعه بحارالانوار مىتواند به عمق معلومات علامه مجلسى در فقه ، اصول ، حديث ، درايه ، كلام ، حكمت و فلسفه ، تفسير ، تاريخ ، طب ، لغت ، و ادبيات و ديگر علوم پى ببرد . گويند بعضى از شاگردان او كليهء نوشته‌هاى او را بر تمام ايام عمرش ، ( 73 سال ) تقسيم نموده و چنين نتيجه گرفتند كه حاصل كار هر روز مجلسى 53 خط و ربع بوده است و اين جز با توجه خاص خداوندى و يارى ائمهء اطهار امكان‌پذير نيست و تازه اين‌همه كار علمى مانع از مشاغل اجتماعى او و رسيدگى به انبوه مراجعات مردم كه از كليه نقاط كشورهاى اسلامى به سوى او سرازير بود ، نشده است . « 2 »

--> ( 1 ) . اين كتاب بزرگ‌ترين تأليف شيخ صدوق به شمار مىرود و حتى دانشمند بزرگ شيخ حسين عاملى - پدر شيخ بهايى - در وصول الاخيار گويد : كتاب‌هايى كه مدار شيعه مىباشد ، پنج كتاب است و علاوه بر كتب اربعه از مدينة العلم نيز نام مىبرد - كه ظاهر مطلب آن است كه وى اين كتاب را ديده است - و متأسفانه اكنون از آن اثرى يافت نمىشود . ( 2 ) . آقا احمد كرمانشاهى ( فرزندزادهء استاد كل وحيد بهبهانى كه با چهار واسطه خواهرزاده علامه مجلسى است ) در مرآة الاحوال مىنويسد : او از جانب سلاطين صفويه در شهرى مانند اصفهان ، شيخ الاسلام بود