ناصر الدين انصارى قمى
141
اختران فقاهت ( فارسى )
10 . آقا بزرگ تهرانى : « من در آن هنگام - كه شيخ در مسجد سپهسالار منبر مىرفت - كودكى ده ساله بودم . اكنون ، به ياد دارم كه عمويم مرحوم حاج حبيب اللّه محسنى مرا بر بالاى بلندى - از ترس ازدحام و فشار جمعيت - مىنشانيد و من از آن بلندى اشراف بر مردم داشته و مىديدم كه در آن مسجد بزرگ و صحن وسيعش يك جاى خالى به غير از حوض وسط صحن وجود ندارد . » « 1 » براستى ، خواندن جملهاى از بيانات آن عالم بزرگ كه نفس را در خود كشت ، فردوس و دوزخ را به چشم ديد و شهد ايمان را چشيد ، انسان را منقلب مىكند ، اشك خوف از خداوند را از چشمانش جارى مىسازد و انوار فيوضات الهى را بر قلبش مىتاباند ، اگر زنگار معصيت قلبش را فرانگرفته و دلش سياه نشده باشد . آن گوياى حق و راهنماى دلسوز خلق در يكى از مواعظ خويش گويد : « اگر خوب ملاحظه كنى ، مىبينى چه قسم گريبانت را به دست ظالم دادهاى ، ظالم خودمانى كه نفس امارة بالسوء است . اگر ملتفت باشى كه اين ظالم بر تو چه قسم مسلط شده است و چه مصيبتها بر تو وارد آورده ، آرام نمىگيرى . اولا ، ملاحظه كن صفات اين نفس را كه در بعضى از دعاها شكايت از او شده است ، و تعليم نمودند كه نزد خدا بر اينوجه از او شكوه بايد كرد : اللهم انا نشكور اليك نفسا بالسوء امارة و الى الخطيئة مبادرة و بمعاصيك مولعة . . . و عليك بمناجات خمسة عشر . و جميع اين صفات در ما و تو جمعند . و ملاحظه كن دعاهايى را كه براى نفسند . تمام شماها در زيارت معروفه ، « 2 » پيش روى حضرت امير عليه السّلام مىخوانيد : « و اجعل نفسى مطمئنة بقدرك ، راضية بقضائك ، مولعة بذكرك و دعائك » . آخر ، مىخواهم بدانم اين
--> ( 1 ) . تهرانى ، نقباء البشر ، ج 1 ، صص 285 - 286 . ( 2 ) . قمى ، مفاتيح الجنان ، زيارت امين اللّه .