ناصر الدين انصارى قمى

110

اختران فقاهت ( فارسى )

ما را حكايت مىكند . و نيز در مقام تجليل از قصيدهء شيخ كاظم ازرى و گراميداشت شاعر فرموده‌اند : « اى كاش جواهر الكلام در نامهء عمل از رى نوشته مىشد ، و در عوض قصيدهء هائيه از رى در صحيفهء اعمال من نگاشته مىشد » . « 1 » اينها شاهد صدق فروتنى صاحب جواهر ، شكسته نفسى ، تقدير و تجليل وى از عمل بزرگان ، و ناچيز پنداشتن خويش است . ترويج و توقير دانشوران صاحب جواهر به مردم عموما و به طلاب و شاگردانش خصوصا ، احترام عميقى مىگذاشت و براى علم و عالم ارج و منزلت والاى قائل بود . به رعايت احترام علما و حق‌شناسى از دانشمندان بسيار اهميت مىداد . در بالا سه مورد از قدرشناسى مرحوم شيخ نقل شد . مورد ديگر ماجرايى است معروف در ارتباط با علّامهء بزرگوار آيت اللّه شيخ محمّد حسن آل ياسين كه تفصيل آن از اين قرار است : صاحب جواهر يكى از برترين شاگردان خود مرحوم آل ياسين را براى ارشاد و راهنمايى مردم بغداد به آن شهر فرستاد . پس از چندى يكى از تجار شهر با مقدارى كلان از حقوق شرعى سى هزار بيشلك ( سكهء رايج آن زمان ) حضور شيخ رسيد . هنگامى كه صاحب جواهر فهميد وى از بغداد به نجف آمده تا اين اموال را به خود شيخ برساند ، بسيار ناراحت گرديد و كسيه‌هاى محتوى پول را به سويى انداخت و فرمود : با اين حساب خيال مىكنم شيخ محمّد حسن آل ياسين از گرسنگى و تنگدستى هلاك شود . پس از گذشت چند روز كه اهالى بغداد براى تبريك روز غدير به خانهء صاحب

--> ( 1 ) . قمى ، مفاتيح الجنان ، ص 328 ؛ همو ، هدية الاحباب ، صص 111 - 112 .