سيد جلال الدين آشتياني
66
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
وجود عقلانى است ؛ ذات طبيعت منتظم است از جوهر ثابت مفارق و جوهر متجدد هيولانى و بهواسطهء اتصال و اتحادش با فرد عقلانى محيط به شراشر وجود طبيعت ، وحدت و ثباتش محفوظ است و اين تغيرات و تبدلات موجب تبدل نوعى طبيعت و بودن هر طبيعت متحركه انواع غيرمتناهيه نخواهد شد و اشراقات متواردهء بر طبيعت از آن جهتى كه مرتبط به فرد عقلانى است ، ثابت و به اعتبار انتساب آن به طبيعت متجدّده متغير است و اين خود از عجايب مباحث عقليه است فاقرء و رقأ . مثل حقيقت انسان در اين دنيا كه جسد و قواى ماديه او دايما در تغير و تبدل و اصل ثابت و جهت بقاى او نفس ناطقه است و اينهمه تغيرات و تبدلات مختلفه قادح در وحدت شخصى او نيست . در جاى خود مقرر گرديده است كه عقول مجردهء ماوراى اين نشأه به منزلهء روح و جان از براى ماديات متفرقه هستند ، موجودات ماديه نحوهء وجودشان وجود افتراقى و دور از جمعيت و موجودات مجرده بهواسطهء تجردشان حيثيت وجودشان حيثيت اجتماع و عدم افتراق است و وحدت صرفه در آنها ، حكمفرما و نشاهء آنها نشاهء وصل است . معذلك افراد ماديه مرتبهء نازلهء موجودات مجردهاند و چون وجود حقيقت واحده و داراى مقامات و مراتب متميزه به شدت و ضعف است ، همه افراد طوليه آن از يك اصل واحد و سنخ فاردند . موجودات ماديه به واسطهء استكمالات جوهريه عقول لاحقه خواهند شد و اين ماديات همان حقايق عقليهاند كه تنزل نمودهاند . از براى حقيقت انسان مثلا نشئآت مختلفه است ، لذا شيخ يونانى در اثولوجيا گفته است : إن هذه الحسايس عقول ضعيفة و تلك العقول حسايس قوية چرخ با اين اختران نغز و خوش زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى