سيد جلال الدين آشتياني

59

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

تصوير دارد كه حركت صفت ذاتيه از براى آن نباشد ، پس كليه حركات عرضيه حاصلهء از طبيعت مستند به سيلان و حركت نفس طبيعت جسمانيه‌اند . علاوه‌براين اختلافات در اعراض منبعث از طبيعت و حاكى از اختلاف در حركات نفس طبيعت است و به فرض آن‌كه ما بگوييم اعراض در حركت مستند به طبيعت ثابته‌اند ، اختلاف در اعراض در يك طبيعت از شدت و ضعف بدون حصول تجدد و تغير و شدت و ضعف در نفس طبيعت امكان ندارد و تقرير كرديم كه جهات معدهء خارجيه مبدأ حركات نيستند و مبدأ مباشر حركت بايد نفس طبيعت باشد . كسانى كه اين اصل بزرگ را انكار مىنمايند ، معناى تشكيك در حقيقت وجود و اين‌كه شايد حقيقت واحده داراى شؤون مختلفه باشد نكرده‌اند . تصوير اين مطلب مبتنى بر اصالت وجود و عدم تباين وجودات و اشتراك معنوى هستى و تشكيك در حقيقت وجود است . تنبيه تجدد گاهى در ماهيت و وجود شىء هر دو مأخوذ است و گاهى در وجود شىء مأخوذ است و ماهيت آن نفس تجدد نمىباشد . بنابر اول تجدد عين شىء و شىء نفس تجدد است و چنين حقيقتى اگر به فاعل استناد داده شود ، كار فاعل و صادر از آن نفس تجدد است و بايد جعل نمايد نفس تجدد را . بنابراين جاعلش نمىشود امرى ثابت الوجود و الهويه باشد و اما اگر تجدد از لوازم ذاتى وجود خارجى چيزى شد ، آن شىء در نحوهء وجود محتاج به جاعل و چون تجدد و حركت ذاتى اين وجود است ، مستغنى از جعل است ؛ چون ملاك احتياج به جعل امكان است و ضرورت مناط استغنا از جاعل مىباشد . در حركات عرضيه فاعل مباشر حركت و مزاول با تجدد و تصرم طبيعت جسمانيه است كه نشايد موجود ثابت الوجود باشد و در حركت جوهريه فاعل حركت معطى ، وجود است و چون