سيد جلال الدين آشتياني

55

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

خارج اتصاف به امكان ندارند و امكان وصف عقلى از براى ماهيت آنهاست و قطع‌نظر از جاعل تام ممكنند و به اعتبار وجود خارجى و استناد به حق اول تعالى واجب و اتصاف آنها به عدم در مرتبه‌اى از مراتب نفس الامر مانع از اتصاف آنها به ضرورت در نفس الامر نمىشود و منافاتى نيست بين ضرورت و وجوب در واقع و امكان بنا به بعضى از اعتبارات موجودات حادثه كه در زمان واقعند ، به صرف امكان ذاتى محقق نمىشوند . امكان وجود حوادث بايد قبل از وجود حادث محقق باشد و هر وجود كائن و حادث احتياج به ماده يا موضوع يا متعلق دارد كه حامل امكان وجودش باشد و اين امكان غير از امكان ذاتى است . در امكان ذاتى شدت و ضعف و قرب و بعد متصور نيست و در اين امكان جهات مذكور تصوير دارد . هر موجود مادى در نحوهء وجود احتياج به علت مفيض وجود و قابل مستفيض دارد ، فاعل مفيض وجود حق تعالى يا وجهى از وجوه اوست و قابل همان هيولاى اولى است كه به حسب نفس ذات خالى از جميع صور و قابل از براى قبول جميع صور است . نظر به آن‌كه حركت خروج شىء از قوه به فعليت است ، احتياج به قابل و فاعل دارد و قابل و فاعل نشايد وجود واحد باشد ، براى آن‌كه قابل به حسب ذات خالى از وجود و به اعتبار افاضهء غير ، متصف است به ماده . از آن‌جائى كه فاقد است ، نشايد مفيض و مكمل باشد ، پس بايد فاعل و قابل به دو وجود موجود باشند « 1 » . جميع اجسام متحركه داراى محركى خارج از وجود خود مىباشند ، جسم بما هو جسم اگر متحرك باشد بايد جسم ساكن موجود نباشد و همهء اجسام متحرك

--> ( 1 ) . مراد ما از محرك در اين‌جا مفيض وجود است نه مبدأ حركت و اين گفته منافات با تحقيقى كه بعد خواهد آمد ندارد .