سيد جلال الدين آشتياني

51

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

مختار صدر الحكما در وجود ، عقيده اهل توحيد است و اين‌كه در بعضى از موارد حقيقت وجود را صاحب مراتب مىداند و در بعضى از موارد قائل به وحدت شخصيه است ، با يكديگر منافات ندارد . « 1 » همهء شؤونات حقيقت وجود را به منزله اجزاى يك وجود واحد مىداند و در كثيرى از مواضع كتب خود به اين معنا تصريح نموده است كه همه حقايق وجوديه در سلك يك وجود واحدند و كثرت ظهورات منافات با وحدت اصل حقيقت ندارد ؛ چون بين تمام جهات متكثره اتصال معنوى و اتحاد وجودى است ، همه موجودند به وجود واحد و زنده‌اند به حيات واحد و از مراتب وجود حق مىباشند و كثرت جهات و اعتبارات و تعدد حيثيات ، قادح در وحدت اصل حقيقت وجود نمىباشد ، بلكه تجسم و تقدر و ظهور به صورت اكوان منافى با اصل وحدت اطلاقيه وجود نيست : « إن للحقيقة الوجودية ظهورا و بطونا و غيبا و شهادة و سرا و علنا ظهوره يرجع

--> ( 1 ) . در جمع بين قول محققان از عرفا و حكما ممكن است گفته شود : طايفهء عرفا - قدست أسرارهم - بر آنند كه حق تعالى ظهور نموده است در مجالى آفاق و انفس و از تجليات و ظهورات و شؤونات او عوالم وجوديه به ظهور پيوسته است « هو الذى فى السماء إله و فى الارض إله » ، « لو دليتم بحبل الى الارض السفلى لهبط الى اللّه » . اين طايفه حق را ظاهر در جميع اشياء دانسته و از تجليات و شؤون ذاتيه او جميع عوالم وجودى را محقق مىدانند و چون حقيقت مقدس حق در نهايت اطلاق و صرافت است ، هيچ موجودى خالى از آن حقيقت نمىباشد و در جميع عوالم آفاقيه و انفسيه تحقق دارد و چون مقوم همه اشياست ، اقرب از هر قريب است نسبت به اشياء ، با آن‌كه در مقام صرافت ذات مبرا از جميع تعينات است . محققان از حكما هم جميع عوالم وجودى را از عقول طوليه و عرضيه و عوالم برزخيه و عالم ماده از مراتب فعل حق و حقيقت حق را منزه از صفات خلق و شؤون ممكنات مىدانند ، حكيم محقق هم همه كثرات را منبعث از حق مىداند و از براى موجودات استقلال وجودى قائل نمىباشد ، بلكه همه مراتب وجوديه را مستهلك و فانى در حق مىداند و همان صرف ربط و فقر بودن اشياء نسبت به حق ، حاكى از استقلال حق و انقهار و فناء و استهلاك و محو اشياست . عارف كامل هم شهود و تجلى وحدت مانع از مشاهده او كثرات و مجالى و مظاهر را نيست ، حق را حق و خلق را خلق مشاهده مىنمايد و فيض وجود نزد او از عالى به دانى و اصل و در دار وجود وسايط در فيض قائل است ، عقل را اكمل از نفس و نفس را كاملتر از جسمانيات مىداند .