سيد جلال الدين آشتياني

49

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

وجود خاصى است كه با ماهيت توأم شده است و ماهيت به واسطهء التجا و اتحاد با آن وجود و فناء در آن تحقق پيدا نموده است ، چنين تحققى را تحقق بالعرض گوييم ( بالمجاز ) . حيثيت تعليليه امرى خارج از ذات موضوع و مبدأ تحقق موضوع يا وصفى از براى موضوع است . وجودات امكانيه طرا داراى حيثيت تعليليه هستند و در اتصاف به موجوديت احتياج به امرى وراى ذات خودشان دارند ؛ از حيثيت تقييديه به واسطهء در عروض نيز تعبير شده است . يك قسم ديگر از حيثيت ، حيثيت اطلاقيه است كه وصف ماهيت مرسله جنسى و نوعى مىباشد . بعد از واضح شدن اين مطلب مىگوئيم : مصداق بالذات و حقيقى هر مفهومى از مفاهيم مصداقى است كه منشاء انتزاع و محكى عنه آن مفهوم بدون ملاحظهء حيثيتى از حيثيات و جهتى از جهات باشد ، در غير اين صورت مصداق ، مصداق بالذات نخواهد بود ؛ انتزاع مفهوم وجود از طبيعت وجود ( بما هو هو ) احتياج به ملاحظهء جهتى از جهات ندارد و چون اصل طبيعت وجود واحد است و محدود به حدى نيست و به نفسها صرافت دارد « و صرف الشىء لا يتثنى و لا يتكرر » ، حمل مفهوم وجود بر آن طبيعت به نحو ضرورت ازليه است . پس فرض اصل الحقيقه فرض وجوب وجود است و اتصاف آن به جهات خارجهء از وجوب از تعينات اصل حقيقت وجود است . و إن شئت قلت : فرض اصل حقيقت وجود ، فرض اطلاق صرف و وجود بحت است و آنچه از كمالات و تعينات فرض شود ، مستهلك در حقيقت و غيب ذات وجود است و ما حقيقت حق وجودى را مىدانيم كه در انتزاع موجوديت از او احتياج به هيچ امرى نداشته باشيم و مطلقا اعتبار غير با او ننماييم ، ولو به اين نحو كه بگوييم وجود به اعتبار عدم تعين ( به شرط لا ) حق تعالى است . وجود عام منبسط كه ظهور اين طبيعت است ، به وجهى عين حق و به وجهى