سيد جلال الدين آشتياني
266
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
استاد خود سؤال مىنمايد . در اين سؤال اصالت ماهيت را ابطال كرده است . اين نامه ناقص است ( طوس 4 : 109 جزء نسخهء ش 590 ) نامه را در همينجا نقل مىكنم و از كسى كه اين نامه را بهطور كامل دارد تمنا دارم نسخهاى از آنرا به نگارنده مرحمت نمايد . 38 - الواردات القلبية - اين كتاب نيز حاوى مطالب سودمندى است و با كمال اتقان نوشته شده است . جزو كتاب رسائل از ص 238 تا ص 278 در سال 1302 در تهران به چاپ سنگى رسيده است . در اين رساله از علماى ستايشگر و متملق كه از حكام جور و پادشاهان مستبد زمان طرفدارى مىكردهاند مذمت كرده است . و چون مرسوم بوده است كه بعضى از علماى آن زمان از سلطان وقت وجوهى مىگرفتهاند و بين اتباع و انصار و اهل درس و بحث خود قسمت مىكردهاند ، البته معلوم است گرفتن اين قبيل از پولها مقدماتى لازم دارد كه توأم با كارهاى سبك و خلاف شرع و مستهجن خواهد شد . اشخاصى كه اين قبيل از كارها را انجام مىدهند ، محامل صحيحى هم پيش خود درست مىكنند . لذا آخوند گفته است : « و العجب أنه مع البلاء كلّه و الداء جلّه تمنى نفسه العثور و تدليه بحبل الغرور أنّ فيما يفعله مريد وجه اللّه و مذيع شرع رسول اللّه و ناشر علم دين اللّه و القائم بكفاية طلاب العلم من عباد اللّه و لو لم يكن ضحكة للشيطان و سخرة لأعوان السلطان لعلم بأدنى تأمل أنّ فساد الزمان لا سبب له إلّا كثرة أمثال اولئك الفقهاء المحدثين فى هذه الأوان الذين يأكلون ما يجدون من الحلال و الحرام و يفسدون عقائد العوام باستجرائهم على المعاصى اقتداء بهم و اقتفاء لآثارهم فنعوذ باللّه من الغرور و العمى فإنّه الداء الذي ليس له دواء » . كتبى كه ذكر شد غير از رسالهء سر النقطه مسلما از تصنيفات آخوند مىباشند ، ولى پارهاى از كتب ديگر را غير اهل فن بدون تفحص و دقت و پرسش از اهل فن از آثار صدر المتألهين شمردهاند . 1 - اثبات واجب الوجود كه حتما از مير صدر دشتكى است و نسخهاى از آن در