سيد جلال الدين آشتياني

240

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

محض را داخل نوع واحد دانست . صدر المتألهين از اين قبيل مناقشات در اسفار « 1 » بر شيخ الاشراق كرده است ، ولى در شواهد غير از قاعده امكان اشرف براهين ديگر شيخ را تمام نمىداند . ولى حق آن است كه در اسفار گفته است چون ذكر مطالب به‌طور تفصيل منافات با وضع اين رساله دارد از بيان تفصيل خوددارى نموديم « و لعل هذا القدر كاف لمن ألقى السمع و هو شهيد » . بحث و تحقيق اتباع مشائين گمان كرده‌اند كه قائلان به ارباب اصنام از براى اجزا و اعضاى اصنام ماديه مثال جدا قائلند ، مثلا از براى حيوان مثالى و از براى دست و پاى آن مثالى ديگر قائلند و از براى پروبال حيوانات مثلا مثالى قائلند غير از دست و پاى آن . از براى مسك مثالى و از براى رائحهء آن مثال ديگر قائلند ، اين‌طور نيست بلكه براى جميع انواع مستقل در اين نشأه فرد مجرد عقلانى مستقل در وجود قائلند كه جميع قواى نازلهء در ابدان به نحو كثرت در وحدت در آن موجود است . بيان كرديم كه شيئيت شىء در مركبات به صورت است و اگر صورت بدون اجزاى ماديه محقق شود ، صورت و فعليت خواهد بود مثل آن‌كه جميع قواى نازلهء موجود در عالم طبع در عقل موجود به وجود واحدند و در جهت عقلى انسان كه مقام ذات نفس باشد مطوى مىباشند . شيخ الاشراق چون وحدت وجود و قاعدهء بسيط الحقيقة كل الاشياء و حركت جوهرى و تحول ذاتى و اتحاد عاقل و معقول و اتحاد نفس با عقل فعال را منكر است ، از تصوير اين معنا كه وجود مجرد از هر نوعى به حسب هويت و ماهيت با فرد مادى داثر به حسب نوع چگونه متحدند عاجز است .

--> ( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 123 .