سيد جلال الدين آشتياني
238
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
شيخ الاشراق در اين برهان وجود قوا و طبايع ماديه را ابطال كرده است . علاوهبراين آثار مختلفهء در انواع ماديه به صورت جسميهء تنها مستند نخواهد بود ، چون صورت جسميه در همهء اجسام و انواع على السواست و آثار مختلفهء در اجسام و انواع مادى حاكى از وجود مبدأ اثر است و الا بايد همه اجسام يك اثر داشته باشند و ظهور اثر در جسم و طبيعت از رب النوع بدون وجود مرجح مستلزم بودن هر جسمى مبدأ هر اثرى مىباشد . اختلافات در آثار حاكى از اختلاف در ذوات آثار است و هر طبيعتى اثرى مخصوص به خود دارد با آنكه عقل مجرد نسبتش به همهء اشياء على السواست . معذلك اين همهء آثار مختلف در انواع جسمانى ديده مىشود ، خود حاكى از اختلاف در مبدأ اثر است و الا صدور حرارت از آتش و برودت از آب ترجيح بلامرجح است . صدر المتألهين در جواهر اعراض اسفار و حواشى شفا در اثبات صور نوعيه و در اسفار سفر نفس در اثبات قوهء مصوره اين مطلب را بهطور تفصيل بيان كرده است . دليل دوم كه شيخ الاشراق در حكمة الاشراق آنرا ذكر كرده است ، اين است : وقتىكه تأمل كنى در انواع واقع در اين عالم آنها را موجود اتفاقى نمىيابى و اگر وجود موجودات به مجرد بخت و اتفاق واقع مىگرديد ، انواع محفوظ نمىماند و ممكن بود از انسان غيرانسان و از اسب غيراسب و از گندم غيرگندم حاصل شود . امور ثابت و مستمر بر منهج و طريق واحد مبتنى بر اتفاق نمىباشد ، ديگر آنكه رنگهاى مختلف بر پرهاى طاووسها مسبب از مزاج پرهاى طاووس نمىباشد ، حق آن است كه از براى هر نوع حسى جوهرى است مجرد و نورى قائم به نفس و مدبر نوع و حافظ آنكه معتنى به نوع و كلى « 1 » و اصل اين نوع است و نسبتش به همهء افراد و اشخاص نوع متساوى است و آن حقيقت كلى اصل و
--> ( 1 ) . كلى به اصطلاح حكماى اشراق در اين موارد وجود سعى و احاطى است .