سيد جلال الدين آشتياني
203
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
جمعى از اهل حكمت و معرفت علم حق تعالى را به موجودات قبل از ايجاد علم واحد اجمالى مىدانند و گفتهاند : حقيقت مقدس حق چون عالم به ذات خود است و ذات او مبدأ صدور جميع اشياست و علم به علت تامه علم به معلول است . بايد حق تعالى در مقام ذات عالم به جميع اشيا باشد و اين علم بايد قبل از صدور اشيا در مقام ذات موجود باشد . اگر ملاك علم حق به اشيا وجود خارجى اشيا باشد . بايد حق اول در مقام و موطن ذات عالم به معلولات خود نباشد و علم به غير خود صفت كماليه براى ذات نبوده باشد . اين دسته از اهل فن تصريح كردهاند كه علم حق به مجعولات خود عبارت است از بودن او مبدأ مجعولات متميزهء خود در خارج و مبدأ تميز شىء علم به شىء است ، چون علم عبارت از مبدأ تميز است . پس ذات حق تعالى عين علم به موجودات است . اين جماعت گفتهاند : علم به اشياى خارجيه منطوى در علم به ذات است و چون علم به ذات عين ذات است و ذات هم علت وجود ما عدا است و از طرفى علم به ممكنات منطوى در ذات است . در اينصورت علم به موجودات علت خارجى
--> الشيخ الاشراق به مكان عال و درّ ثمنه غال يشير إلى مقامات النفس فطريقة المصنف ( صاحب الاسفار ) ناظرة إلى اتحاد المدرك مع المدرك بالذات و طريقة الشيخ إلى إتحاده مع المدرك بالعرض » ، شيخ الاشراق از اثبات اتحاد مدرك بالذات با نفس عاجز است . صاحب منظومه اتحاد نفس را با مدرك بالعرض كه خارج از حيطهء وجود نفس است ، از كلام شيخ الاشراق مىخواهد استنباط نمايد . بعد از اين عبارت علم نفس را به قواى جسمانيه خود علم اشراقى دانسته ، در حالتى كه معلوم بدون تجرد تحقق پيدا نخواهد نمود . علاوهبراين از يك مقابله جسمانى علم اشراقى محقق نمىشود . موجود مادى بدون صورت علمى مدرك نمىشود . در ذيل كلام خود گفته است : « مادى نسبت به مجرد مادى نمىباشد و همهء ماديات براى مجردات حاضرند . » در حالتى كه عدم تجرد از امور نسبى نمىباشد تا موجودى فى نفسه مادى و نسبت به علل خود مجرد باشد . چون تجرد و ماديت نحوهء وجود شىء است . آخوند ( ره ) در علم حصولى صورت حاصله را شرط دانسته و محقق سبزوارى گفته است در علم حصول صورت شرط نيست ، مثل علم مجرد به ذات خود علم به مبصرات را نظير علم مجرد به ذات خود دانسته است . از اين قبيل تحقيقات بارده در توجيه كلام شيخ الاشراق زياد ذكر كرده است و در آخر هم گفته است چون اين كلمات از اسرار است از افشاى آن خوددارى مىكنم .