سيد جلال الدين آشتياني

201

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

نموديم ، به محقق طوسى هم وارد است . نقل و تحقيق صدر المحققين در مبدأ و معاد و بعض ديگر از كتب خود ، طريقه شيخ الاشراق را به همان نحوى كه ذكر كرديم ، قبول كرده است و طريقهء او را در باب علم بارى تمام دانسته و متعرض طريقهء خود در علم حق نشده است . معلوم مىشود كه صدر المتألهين اين مسأله را در آن زمان كما هو حقّها بررسى نكرده بوده است . در مبدأ و معاد به‌كلى علم عنائى را انكار نموده است . در مبدأ و معاد گويد : حق تعالى از باب ملازمهء بين علم به علت تامه و علم به معلول عالم به جميع معلولات خود است و به‌طور تحقيق بيان كرديم كه علم به علت در صورتى كه علم نفس زائد بر ذات نباشد ، ملازم با علم به معلول است و معلوم در علم به معلول نفس ذات معلول است نه صورت زائد بر آن . در وقتىكه هر صورت موجود در خارج چه عقلى و چه مادى و چه مثالى منتهى شود به حقيقت مقدسهء حق بايد نحو وجود خارجى آن علم حق باشد و چون اشياى زمانيه و حوادث مادى نسبت به وجود محيط قيومى از حيث حضور و جلا مساويند و حق تعالى به همهء اشيا احاطهء تام دارد ، نسبت به حق تعالى زمان ماضى و حال و استقبال تصور نمىشود . زمان حال و استقبال و ماضى نسبت به ماديات و موجودات منغمر در ماده متصور است . جميع موجودات نسبت به حق اول فعليات صرفه‌اند و همهء كلمات حقند و دايما مطوى در نظر شهودى مالك الملك و الملكوت مىباشند و نسبت حق تعالى به جميع وجودات و حروف و كلمات عينيه نسبت واحدهء غير زمانيه است « 1 » - « 2 » ،

--> ( 1 ) . المبدأ و المعاد ، ص 94 و 95 . ( 2 ) . به اين قول دو اشكال وارد است : يكى آن‌كه همهء كائنات و معلومات خارجى چون از حق تعالى تأخّر دارند ، بايد حق در مرتبهء ذات به آنها علم داشته باشد و ديگر آن‌كه سجل كون و وجودات مادى