سيد جلال الدين آشتياني
175
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
بهحسب انحاى وجودات خارجيه و وجودات خاصه خود در عقل وجود داشته باشند ، چون انحاى وجودات خاصه با خصوصيات خارجيه خود به يك وجود موجود نخواهند شد . چون هر ماهيتى در خارج خصوصيات و لوازمى دارد كه با اتحاد و اجتماع با موجود ديگر ابا دارد . اتحاد اثنين به اين معنا از محالات بديهيه است . وجودات عقليه مدبر انواع مادى يعنى عقول عرضيه هم به وجود واحد موجود نيستند و اتحاد آنها به اين معنا از محالات است . چون وجود عقلى فرس و وجود عقلى نبات و وجود عقلى ساير انواع به حسب جعل و وجود متعدد است . مراد از وجدان عقل جميع معانى كليه را آن است كه جميع ماهيات متعدد موجود در خارج به وجودات متعدد متكثر به كثرت عددى در عقل مجرد به وجود واحد بسيط جمعى موجودند و قبلا بيان كرديم كه معانى متفرق در انواع خارجى چهبسا در يك وجود عريض وسيع موجود شوند ، ولى نه به وجود خاص منحاز به شرط لا . تحقيق عرشى سر اين مطلب آن است كه وحدت عقول وحدت عدديه نمىباشد ، نظير وحدت اجسام و الوان و زمان و حركات و متحركات ؛ بلكه وحدت عقول اطلاقى و انبساطى است . هر عقل مجردى همهء معانى موجود در عالم ماده را به نحو اعلا و اتم دربر دارد و همه معانى متفرق خارجى به وجود جمعى در عقل موجودند ، چون همهء معانى و حقايق خارجيه از عقل مجرد نازل شدهاند و هر علت فياض وجود معلول تا به نحو أعلا و أتم واجد جميع كمالات وجودى معلول نباشد ، مبدأ وجود معلول نخواهد شد . علت فياضه بايد جامع جميع نشآت و فعليات مادون خود باشد با امرى زايد . چنين وجودى را وجود واحد به وحدت اطلاقيه گويند كه از احاطه و سريان در مادون إبا ندارد .