سيد جلال الدين آشتياني

174

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

اجزاى غيرمتناهى متحد به حسب نوع مرات غيرمتناهى موجود باشد . اين معنا علاوه‌بر محذورات و محالات متعدد مستلزم تجسم و تقدر عقل مجرد مىباشد ، چون تميز موجوداتى كه به حسب نوع متحدند به ذات و لوازم ذات نمىباشد ، بلكه تميز در افراد ماهيت واحده بايد به عوارض غريبه باشد و منشأ عوارض غريبه ماده جسمانى است . اين اشكال از شيخ الرئيس گرفته شده است ، خلاصهء اشكال بر اتحاد نفس با عقل فعال يكى از دو اشكال است : نفس اگر با عقل فعال متحد شود با فرض بساطت عقل فعال لازم آيد كه انسان در مقام تصور يك معناى كلى احاطه به تمام معانى موجود در عقل پيدا نمايد ، يا آن‌كه بايد عقل فعال صاحب اجزا باشد كه متعلق ادراك هر انسانى جزئى از عقل فعال گردد و با جزئى از عقل فعال متحد شود . اشكال شيخ ( ره ) بوجه من الوجوه وارد نمىباشد ، غفلت از سر وحدت اطلاقى و خلط آن با وحدت عددى و انكار تحول ذاتى منشأ انكار مطلب به اين نفيسى شده است . قبلا بيان كرديم كه نفس در اوائل ظهور عين مواد و اجسام است و بعد از تحولات به مقام نفسيت رسيده و ماده از براى صور معقولات و معانى محضه گرديده و هر صورتى كه وارد بر نفس شود داخل در حيطه وجودش شده و در وجود خارجى با نفس متحد مىگردد و نفس از عالم ماده به واسطهء حصول تجرد به عالم برزخ و عقل مسافرت مىنمايد . بنابراين نفس در مقام تعقل معانى و صور عين آنها مىشود . مطلب ديگرى كه اتحاد بر آن توقف دارد آن است كه عقل فعال به حسب تماميت وجود و صرافت ذات بعينه جميع اشياء معقوله است و ما در بيان قاعدهء بسيط الحقيقة كل الاشياء اين معنا را بيان خواهيم نمود . معناى بودن عقل جميع معانى معقوله اين نيست كه همهء معانى معقوله