سيد جلال الدين آشتياني

164

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

ماده از براى معقولات باشد . مادهء مجرد صورت مجرده مىخواهد در اين صورت صورت كليه حلول در نفس نمىنمايد ، حلول صورت بنابر آن است كه صور علميه از اعراض نفسانى باشند . بنابر قول شيخ كه حركت جوهر را انكار مىنمايد ، بايد در نفس قوهء قبول قائل نشود و قوت نفس با پيدايش هزاران صورت تغيير پيدا ننمايد . من نمىدانم مرد به اين معروفى چرا در جميع مواردى كه صدر المحققين مطلب عميقى را بيان نموده است ، از تصور آن عاجز و متحير است . عجيبتر از اين اشكالات باردهء او بر مطالب آخوند است « 1 » . تحقيق عرشى اتحاد بين نفس ناطقه و صور مدركه در دو موطن است : موطن اول اتحاد مقام انطواى كثرات و صور متمايزه در وجود جمعى نفس است . نفس ناطقه چون مبدأ صدور صور علميه است ، ناچار بايد صور علميه در موطن ذات نفس به وجود جمعى احدى نفس موجود باشند . چون علت فياض وجود معلول همهء شؤون علت را با شىء زايد واجد است . موطن دوم اتحاد مقام واحديت نفس است كه همهء صور به‌نحو تفصيل در اين مشهد معلوم نفسند . علم اول را اجمالى نام نهاده‌اند ، چون معلومات به صور متمايزه وجود ندارند و حدود آنها در مقام غيب نفس مستهلك است . علم نفس به صور متأخر از وجود جمعى نفس علم تفصيلى است و هر صورتى از صورت ديگر تميز دارد ، در موطن علم تفصيلى نفس هم وجود سعى نفس محيط به همهء صور و صور از شؤون نفسند . نفس در مقام ادراك معانى به واسطهء مشاهدات خارجى و تفكر و اعمال قدرت استكمال پيدا نموده و از

--> ( 1 ) . كلمات مرحوم حكيم سبزوارى ( قده ) نيز در اين مبحث مضطرب است ، در جايى برهان تضايف را تمام دانسته و در جايى بر برهان مذكور مناقشه نموده است .