سيد جلال الدين آشتياني

156

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

به موجود كامل گرديده ، وجودى كه مثلا يك معناى واحد از آن انتزاع مىشد بعد از استكمال دو معنا از آن انتزاع مىشود . اين دو معنا به حسب وجود واحد و به اعتبار معنا و ذهن مختلفند . مفهوم عاقل با معقول مباين و مصداقا واحدند . اين‌كه گفته است : اگر يكى از آنها موجود نيست ، پس باطل شده است . جواب مىدهيم موجود متحرك حد نقص را رها كرده و مبدل به كامل شده است ، درجهء وجودى آن كاملتر و حد عدمى آن رفته است و اين‌كه گفته است : اگر هردو متحدين معدومند ، پس هيچ‌كدام عين يكديگر نگرديده‌اند . جواب آن است كه در تبديل موجود ناقص به كامل دوئيت به حسب تحليل است و در خارج يك شىء كامل موجود است كه قبل از كمال همين شىء وجودى ناقص داشته است و معناى حركت استكمالى آن است كه در جميع اطوار حركت متحرك متصف به يك فرد از مقوله‌اى كه در آن حركت مىنمايد ، مىباشد . اتحاد عاقل و معقول در علم به غير از طرق متعدد اثبات مىشود : يكى از باب اتحاد ماده و صورت چون بنابر حركت جوهريه نفس ناطقه مادهء معلومات كليه و جزئيه است و معلومات صور مكمل حقيقت نفسند . نفس در اوائل وجود از احساس شروع نموده تا به مقام اتصال به عقل فعال مىرسد . منشأ انكار شيخ و ساير فلاسفهء اسلام اتحاد عاقل و معقولات را عدم اعتقاد به حركت جوهرى و تحول ذاتى بوده است . الحق اختيار اين قول مبتنى به مبانى مهمه است كه آن مبانى تا قبل از آخوند ملا صدرا به‌طور كامل مبرهن نگرديده بوده است « 1 » .

--> ( 1 ) . به همين برهان آخوند در كثيرى از موارد كتب خود تمسك جسته است . در مباحث عقل و معقولات ( ص 279 ) چاپ سنگى گويد : « حصول صورة الطبيعية للمادة التى يستكمل بها و يصير ذاتا متحصّلة اخرى يشبه هذا الحصول الادراكى ، فكما ليست المادة شيئا من الأشياء المعينة بالفعل إلّا بالصور و ليس لحوق الصور بها لحوق موجود بموجود بالانتقال من أحد الجانبين إلى الآخر ؛ بل بأن يتحوّل المادة من مرتبة النقص إلى مرتبة الكمال » . حصول ادراكات از براى نفس عبارة اخراى تحولات ذاتيه است ، بلكه حصول صور ادراكيه به حسب اتحاد با جوهر نفس كاملتر و تمامتر از اتحاد صورت با ماده مىباشد ، چون مادهء نفس و صور ادراكيه از حيث لطافت و صفا با صورت حالهء در ماده قابل مقايسه -