سيد جلال الدين آشتياني

147

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

ذهنى مندفع مىشود و ادلهء وجود ذهنى هم بيش از اين معنا را اثبات نمىنمايد . مخفى نماند كه دفع اشكالات وجود ذهنى بنابر اختلاف حمل بنابر مشرب قوم است نه مرام خود مصنف ، چون مصنف علم را نحوى از وجود مىداند و علاوه‌براين علم با جوهر عاقل متحد است . بنابراين اشكالات وجود ذهنى وارد نمىباشد . اگر از اين معنا تنزل كنيم و مثل اتباع مشاء علم را عرض بدانيم و صورت علميه را متحد با جوهر عاقل ندانيم ، بنابر اصالت وجود و اختلاف حمل مىتوان از اشكالات وجود ذهنى جواب داد . از آنچه ذكر كرديم عدم ورود ايرادات حكيم محقق حاج ملا هادى سبزوارى بر فرمودهء آخوند معلوم مىشود ما به‌طور مفصل در رسالهء وجود ذهنى اشكالات حاجى را نقل و از آن ايرادات جواب داده‌ايم . در اين‌كه حقيقت علم از چه مقوله‌اى است اختلاف كرده‌اند . امام فخر رازى و جمعى ديگر از مقلدين و غيراهل تحصيل ملاك حصول علم را به اضافهء مقوليه بين مدرك ( عالم ) و مدرك ( معلوم ) دانسته‌اند . اين قول بىنهايت سخيف است ، چون ما به كثيرى از معدومات علم پيدا مىنماييم . اگر علم مجرد اضافه باشد بدون طرف اضافه محقق نخواهد شد ، علاوه‌براين علم حق در مقام ذات به اشياء و علم نفس به ذات خود بدون اضافه محقق مىشود . فخر رازى براى جواب از اين قبيل اشكالات مطالب سست و بىاساسى گفته است . از آن اشكالات معلوم مىشود كه توانائى ادراك كنه مبانى عقلى را نداشته و با كثرت حفظ مسائل مشهوره از اثبات يكى از مسائل غامض حكمت الهى هم عاجز بوده است . شارح مقاصد اشارات در شرح اشارات از اشكالات او جواب داده است « 1 » .

--> ( 1 ) . خواجه طوسى ( قده ) در شرح اشارات فرموده است : فخر رازى حرفهاى نادرست را براى تقرب به جهال گفته است ، ولى حق آن است كه فخر رازى اهل تعمق در مبانى عقلى نمىباشد . قوهء عاقله‌اش تحمل ادراك معانى دقيق را ندارد . علاوه‌براين روحيهء عوام‌فريبى و حس قرب به اهل دنيا