سيد جلال الدين آشتياني

130

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

آن‌كه نفس ناطقه كل القواست و اثبات آن‌كه علم مطلقا برگشتش به يك نحوه از وجود مجرد است و داخل در مقولهء كيف و از اعراض متأخره از وجود معروض نيست و تقرير آن‌كه متضائفين از اقسام تقابلى كه اطراف آن مجتمع نشود نيستند ، به‌خلاف تقابل سلب و ايجاب و عدم و ملكه و تضاد كه با برهان ثابت شده است كه بوجه من الوجوه اطراف آنها مجتمع نشوند و تثبيت اين معنا كه سلوك اشيا به طرف مبادى خود است و بالاخره موجودات به اصل خود خواهند پيوست : « النهايات هى الرجوع الى البدايات » و تحقيق آن‌كه تركيب ماده و صورت اتحادى است و به وجود واحد موجودند و تبيين اين معنا كه شىء واحد در سلوك تدريجى ممكن است جامع كمالات مختلفه و منشأ انتزاع معانى و مفاهيم متعدده شود و هرچه وجود قوىتر و كاملتر شود ، مفاهيم متعدده بيشتر از آن انتزاع خواهد شد و شىء در سلوك تدريجى و استكمال جوهرى فعليت بر فعليت مىافزايد و هر صورتى زمينه و ماده است براى صورت ديگرى كه از استكمال حاصل مىشود و نفس ناطقه به حسب به دو وجود ماده از براى صور عقلى و خيالى و حسى است و صورتها يكى بعد از ديگرى منشأ استكمال جوهرى و قوت وجودى نفس مىشوند و ممكن نيست نفس در ابتداى وجود جوهر مجرد متحصل بالفعل باشد . ملاك فعليت و تجردش ادراكات است . اين قبيل از تحقيقات صدر المتألهين را موفق به اثبات اتحاد عقل و عاقل و معقول نموده است . ما به‌طور اختصار اين مطلب شريف را بيان نموده و اشكالات شيخ را در نفى اتحاد نقل كرده و وجوه فساد آن‌را بيان خواهيم كرد ، فقط سعى ما در اين رساله بيان منظور صدر المتألهين است . بحث و تحصيل علم مطلقا برگشتش به يك نحوه از وجود مجرد است كه از حلول در ماده جسمانيه معراست ، براى آن‌كه جسم و جسمانيات به واسطهء بودنشان حقيقت افتراقيه صلاحيت از براى معلوم بودن ندارند . چون جسم مركب از ماده و صورت