السيد هبة الدين الشهرستاني ( مترجم : ميرزاده اهرى )
16
ما هو نهج البلاغة ( در پيرامون نهج البلاغه ) ( فارسى )
در جهان علمى كلمه جامعهاى را از امام بُلغاء و استاد خطباء و ادبا ، يعنى شاگرد قرآن كريم و مرباى تربيت نبى حكيم على بن ابي طالب ( عليه السّلام ) در فصل گذشته يادآور شديم كه در آن خطبه و كلمه جامعه منزلت قرآن را چگونه توصيف فرموده است . . . » . سخن جامعى كه مؤلف در آن كتاب از امير بلاغت در بارهء قرآن آورده است چنين است كه ترجمهء فارسى آن از نظر خوانندگان مىگذرد : « كتابى كه خداوند بر پيغمبر فرستاد و چراغى كه نور آن هرگز خاموش نمىشود نورى است كه از فروزش باز نايستد ، و دريائى است كه كسى به قعر آن نمىرسد ، و شاهراهى است كه رهروان در آن گمراه نگردند ! و پرتوى است كه تاريكى ندارد ، و فرقانى است كه بُرهانش هميشه روشن است ، و بنيانى است كه اركانش منهدم نمىگردد ، و داروئى است كه دردها با وجود آن ترسى ندارد ، و عزتى است كه يارانش منهزم نگردند ، و حقى است كه ياوران آن منكوب نمىشوند . قرآن كان ايمان و جلوهگاه آنست ، و چشمهها و درياهاى آنست ، و بوستانهاى عدالت و استخرهاى آنست ، شالوده اسلام و ستونهاى آنست ، دريائى است كه غواصان فكرت پى به كنه آن نمىبرند ، و چشمههائى است كه زمين كاوان به انتهاى آن نمىرسند ، و سرچشمهايست كه هر چه از آن برگيرند ، از آب آن نمىكاهد . . . » اين سخنان دل انگيز از مغز نورانى بزرگ مردى تراوش نموده كه بعد از پيامبر عظيم الشأن اسلام ، بيش از هر كسى با قرآن مجيد سر و كار داشته ، و در معانى و هدف اساسى اين كتاب آسمانى دقت و مطالعه نموده ، و پى به مزايا و مقاصد عاليه آن برده است .