الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

89

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

مىشود ، به ويژه زمانى كه ولىّ ، مجنون باشد ، و احتمال تفصيل هم وجود دارد ؛ يعنى تفصيل بين قتل و جرح و غيبت و جنون ولىّ و كوتاهى يا درازى مدت ، چنان كه امام خمينى - رضوان اللّه عليه - گفته است . مگر اين كه گفته شود : اطلاق يا عمومى كه دلالت كند ولايت ، حتى شامل اين موارد هم مىشود در دست نيست . آراى ديگر مذاهب 16 . شيبانى : اگر مردى كه اولياى صغير و كبير دارد ، كشته شود ، كبار مىتوانند قاتل را بكشند . ابو يوسف و محمد گفته‌اند : كبار نمىتوانند چنين كنند تا صغار ، بالغ شوند . « 1 » 17 . شافعى : . . . قاتل زندانى مىشود تا غايب ، حاضر شود و طفل به بلوغ برسد . « 2 » و نيز گويد : . . . اگر جنايت ، صدمهء بدنى باشد ، آن كس كه چنين كرده زندانى مىشود تا طفل بالغ شود و قصاص يا ارش را برگزيند . « 3 » 18 . ابن حزم : مسأله : اگر در ميان اولياى مقتول ، غايب يا صغير يا مجنون باشد ، علما در آن اختلاف كرده‌اند . ابو حنيفه گفته است : اگر مقتول چند پسر دارد كه يكى كبير است و ديگران صغيرند آن كبير حق دارد بكشد و منتظر بلوغ صغار نماند . گفته است : اگر در ميان ايشان يكى غايب باشد ، حاضران نمىتوانند قصاص كنند تا غايب بيايد و اين قول ليث بن سعد است و حمّاد بن ابى سليمان نيز همين اعتقاد را دارد . مالك دقيقا به همين صورت گفته و اضافه كرده است : مقتول اگر فرزند صغير و برادر يا خواهر كبيرى داشته باشد ، آن برادر يا خواهر مىتواند قصاص كند و منتظر بلوغ صغير نماند و عصبه نيز چنين حقّى دارند و اين قول اوزاعى است . نظر مالك در مورد عصبه « 4 » - در صورتى كه فرزند صغير باشد - اين است كه ، به ديه مصالحه كنند و حكم ايشان نافذ است . ابن ابى ليلى ، حسن بن حى ، ابو يوسف ، محمد و شافعى گفته‌اند : پسر كبير ، نمىتواند قصاص كند ، مگر اين كه صغير به بلوغ برسد و اين قول از عمر بن عبد العزيز روايت شده است . . . . آن چه ما عقيده داريم . . . اين است كه ، كلام كسى كه خواهان قصاص است مقدّم است

--> ( 1 ) . جامع الصغير ، ص 495 . ( 2 ) . الام ، ج 8 ، ص 239 . ( 3 ) . همان ، ص 137 . ( 4 ) . فاميل و كسانى كه از طرف پدر منتسب مىشوند ( مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 122 ) .