الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

591

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

احمد بن يحيى : سپس از منكر آن را بازمىدارى و آن چه به نظر مىرسد ، به او مهلت داده مىشود و حكم به تسليم و حبس او مىشود اگر خواستار حبس شد و او براى مصلحت در بند مىشود مگر پدر كه براى فرزند به زندان نمىافتد . « 1 » و ) قاتل : عمر بن عبد العزيز گويد : هيچ‌يك از مسلمانان زندانى را در زنجير نكنيد كه نتواند ايستاده نماز بخواند و كسى جز قاتل را شب به زنجير نكشيد . « 2 » نظر نگارنده : هيچ‌يك از فقيهان چنين فتوايى نداده‌اند . آرى ، اگر ترس اين باشد كه فرار كند ، بحث ديگرى است . چهارم : سخت‌گيرى در مكان . دسته‌هاى مختلفى بدان كيفر مىشوند از جمله كسى كه در اداى بدهى كوتاهى مىكند ، كه گذشت . دستهء ديگر ، كارگزار خائن است . على - عليه السلام - در مورد داستان ابن هرمه مىفرمايد : دستور بده زندانيان شب‌ها به حياط زندان بيايند و گردش كنند غير از ابن هرمه ، مگر اينكه احتمال دهى بميرد كه در اين صورت او هم مىتواند به حياط زندان بيايد . « 3 » پنجم : زدن با تازيانه و تعزير . روايت شده كه پيامبر حكم به زندان و زدن كرد . « 4 » زدن كيفر چند دسته است : الف ) كسى كه شخصى را نگه داشته تا ديگرى او را بكشد . امام صادق - عليه السلام - مىفرمايد : در هر سال پنجاه تازيانه به او مىزنند . « 5 » ابن برّاج « 6 » از قدما و آية اللّه خوئى « 7 » از معاصران به آن فتوا داده‌اند . ب ) كارگزار خائن . على - عليه السلام - مىفرمايد : او را از زندان بيرون بياور و 35 تازيانه بزن . . . پس از سى روز اگر ديدى طاقت دارد 35 تازيانهء ديگر به او بزن . « 8 » ج ) دزدى بار سوم . . . دزد را زد و حبس ابدش كرد . « 9 »

--> ( 1 ) . عيون الازهار ، ص 469 . ( 2 ) . خراج ، ص 150 . ( 3 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 532 . ( 4 ) . تراتيب الاداريه ، ج 1 ، ص 296 ؛ اقضية رسول اللّه ، ص 80 . ( 5 ) . تهذيب الاحكام ، ج 10 ، ص 221 ، ح 1 . ( 6 ) . مهذّب ، ج 2 ، ص 468 . ( 7 ) . مبانى تكملة المنهاج ، ج 2 ، ص 11 . ( 8 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 532 . ( 9 ) . سنن دارقطنى ، ج 3 ، ص 108 ؛ نك : جعفريات ، ص 140 .