الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
576
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
18 . و حدّثنا هشام بن عروة ، عن أبيه : أنّ عمر بن الخطّاب مرّ بطريق الشام و هو راجع في مسيره من الشام على قوم قد أقيموا في الشمس يصبّ على رءوسهم الزيت . فقال : ما بال هؤلاء ؟ فقالوا : عليهم الجزية لم يؤدّوها فهم يعذّبون حتى يؤدّوها . فقال عمر : فما يقولون هم و ما يعتذرون به في الجزية ؟ قالوا : يقولون : لا نجد . قال : فدعوهم لا تكلّفوهم ما لا يطيقون ، فإنّي سمعت رسول اللّه يقول : لا تعذّبوا الناس ؛ فإنّ الذين يعذّبون الناس في الدنيا يعذّبهم اللّه يوم القيامة و أمر بهم فخلّي سبيلهم ؛ « 1 » عمر بن خطاب در راه بازگشت از شام ديد عدهاى را در زير آفتاب نگاه داشتهاند و روى سر آنها روغن مىريزند . گفت : موضوع چيست ؟ گفتند : جزيه ندادهاند ؛ شكنجه مىشوند تا جزيه بدهند . عمر گفت : چه مىگويند ؟ چه عذرى مىآورند كه نمىدهند ؟ گفتند : مىگويند : نداريم . گفت : آنان را رها كنيد . وقتى ندارند به آنان فشار نياوريد . من از رسول خدا شنيدم مىفرمود : مردم را شكنجه نكنيد . كسانى كه مردم را در دنيا شكنجه مىكنند خداوند روز قيامت آنان را شكنجه مىكند . دستور داد : آنان را آزاد كنند . آراى فقهاى شيعه 1 . شيخ طوسى : كسى كه زير فشار كتك يا ترس و وحشت اقرار كرده باشد ، قطع و ردّ جنس دزديده شده واجب نيست . « 2 » 2 . محقق حلّى : شرط است در مقر . . . اختيار و نيز اگر با فشار اقرار كرد نه حد ثابت مىشود و نه غرامت . امّا اگر پس از اقرار با كتك جنس دزديده شده را بازآورد ، در نهايه گفته است : قطع مىشود و بعضى از اصحاب گفتهاند : قطع نمىشود ؛ زيرا اين اقرار نيز يقينآور نيست ، چون ممكن است مالى كه در دست اوست از سرقت نباشد و اين قول ، خوب است . « 3 » 3 . يحيى بن سعيد : حدّى بر مكره نيست و همچنين بر كسى كه از روى اكراه اقرار كرده باشد . « 4 »
--> ( 1 ) . خراج ، ص 125 ؛ نك : محلّى ، ج 11 ، ص 131 ؛ معجم الكبير ، ج 22 ، ص 170 ، ح 436 ( در آن دارد : « حبستهم في الجزية » ) . ( 2 ) . نهايه ، ص 718 . ( 3 ) . شرائع الاسلام ، ج 4 ، ص 176 . ( 4 ) . جامع للشرائع ، ص 552 .