الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
527
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
عمومى به زندانى ستمى است كه خداوند بر آن مجازات خواهد كرد . « 1 » نظر نگارنده : اينكه پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - اسيران را در خانههاى عادى زندانى كرد شايد حكومت اسلامى در آن زمان امكانات مادى براى ساختن زندان نداشته است يا سياست اقتضا مىكرده در ابتداى حكومت زندان نسازند تا مردم در نظام اسلامى با خشونت و سختگيرى روبهرو نشوند يا در آن زمان احتياجى به مكانهاى ويژه نبوده است يا تعداد زندانيان كم بوده است يا خانههاى موجود كافى بوده است . از اين رو ، برخى از فقيهان ما - رضوان اللّه عليهم - تصريح كردهاند بايد براى بعضى از زندانيان سختگيرى شود و در آسايش نباشند چنان كه در بحثهاى آينده خواهد آمد . متأسفانه افرادى فريب شعارهاى غربىها دربارهء تسهيلات رفاهى را - كه ادّعا مىكنند به زندانيان دادهاند - خوردهاند و مىكوشند در مقابل آن ثابت كنند اسلام بهتر از آن را دارد ؛ در حالى كه توجه ندارند شعارهاى اروپاييان دربارهء حقوق بشر به ويژه زندانيان غالبا از قالب نوشته و كاغذ تجاوز نمىكند و حقيقت چيز ديگرى است . علاوه بر اين ، ما نبايد با هوا و هوس و با تأثيرپذيرى از شعارهاى فريبنده بخواهيم چيزى كه از اسلام نيست به آن نسبت دهيم . ما بايد به سرچشمههاى خود اسلام نزديك شويم و از آب زلال و گواراى آن بنوشيم بدون اينكه آن را با اساطير و افسانههاى غربيان و اروپاييان بياميزيم و اين اشتباهى است كه ما در كتابهاى جديد زياد مىبينيم . آرى ، خوانندهء محقق توجه دارد كه اسلام ، تسهيلات رفاهى را براى هر زندانى جنايتكار به وجود نمىآورد ؛ زيرا فلسفهء زندان با رفاه كامل منافات دارد ؛ مثلا اسلام شخص توانگرى را كه در پرداخت بدهى مسامحه مىكند زندانى مىكند تا حقّ مردم را بدهد و معلوم است چنين فردى به تعهد خود عمل نمىكند ، مگر اينكه در تنگنا قرار گيرد و از برخى مسائل رفاهى محروم شود . امّا اگر وضع او در زندان مثل بيرون يا بهتر باشد هرگز الزام فشارى براى پرداخت حق مردم نمىبيند . همچنين مرتد ملى و زن مرتد وقتى به دليل ترك اسلام زندانى مىشوند در صورتى از انحراف خود دست برمىدارند كه زير فشار قرار گيرند « 2 » و گرنه انگيزهاى براى برگشت از ارتداد پيدا نخواهند كرد . البته دليلى ندارد كه فشار روى همهء زندانيان باشد ، مثل زندانى بدهكارى كه مدّعى عسر است يا كسى كه متهم به قتل است و . . .
--> ( 1 ) . فقه السنّة ، ج 14 ، ص 84 . ( 2 ) . البته شايد در كنار بحث و گفتگو و استدلال .