الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
500
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
الشحام ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام أنّه سأله رجل يتخوّف إباق مملوكه ، أو يكون المملوك قد أبق أ يقيّده أو يجعل في رقبته راية ؟ فقال : إنّما هو بمنزلة بعير تخاف شراده ، فإذا خفت ذلك فاستوثق منه و لكن اشبعه و اكسه . قلت : و كم شبعه ؟ قال : أما نحن فنرزق عيالنا مديّن من تمر ؛ « 1 » شخصى از امام صادق - عليه السلام - پرسيد : مىترسد بردهاش فرار كند يا فرار كرده است آيا او را ببندد يا در گردنش قلادهاى بگذارد ؟ فرمود : او هم به مانند شترى است كه مىترسى فرار كند اگر ترسيدى او را ببند ، ولى او را سير كن و بپوشان . گفتم : با چه مقدار سير مىشود ؟ فرمود : ما به نانخور خود دو مد خرما مىدهيم . قبلا آن را ذكر كرديم و در اينجا ، چون بر مطلوب دلالت دارد ، آورديم . آراى فقيهان شيعه 1 . شيخ طوسى : هرگاه عبدى را پيدا كند كه يا صغير است يا كبير ؛ اگر صغير بود و مىداند برده است ، مىتواند او را بردارد ؛ چون مثل اين است كه مالى را پيدا كرده است و اگر كبير باشد ؛ مثل شتر و اسب گمشده است نمىتواند آن را بردارد . اگر او را گرفت بايد نزد حاكم ببرد . حاكم او را مىگيرد اگر صرفه در نگهدارى اوست او را نگه مىدارد و به او خرجى مىدهد تا صاحبش بيايد و اگر صرفه در فروش است او را مىفروشد و پولش را براى صاحبش نگه مىدارد . اگر صاحبش آمد و گفت : من او را قبلا آزاد كردهام آيا اقرار او پذيرفته مىشود يا نه ؟ دو قول است : پذيرفته مىشود ؛ زيرا او در اينجا مورد اتهام نيست ؛ چون مىگويد : من پولش را نمىخواهم و بر طبق قول ديگر پذيرفته نمىشود ؛ زيرا بيع حاكم مثل بيع اوست . « 2 » آراى ديگر مذاهب 2 . ابو يوسف : امّا دربارهء آن چه ، امير المؤمنين - عليه السلام - در مورد بردگان و كنيزان فرارى ، كه در هر ناحيه و شهرى در حبس پر شدهاند و كسى دنبال آنها نمىآيد ، پرسيده بودند ، پاسخ اين است : شخص مورد اعتمادى را كه از ديندارى و امانتش رضايت داريد ، متولى فروش بردههايى كه در نزد شما در بغداد است بگردانيد و براى قضات شهرها و نواحى بنويسيد چنين كنند ؛ بدين صورت كه آنان را بيرون آورند و خصوصيات يكى يكى را
--> ( 1 ) . كافى ، ج 6 ، ص 199 ، ح 2 ؛ وسائل الشيعة ( به نقل از : كافى ) ، ج 16 ، ص 52 ، ح 1 . ( 2 ) . مبسوط ، ج 3 ، ص 328 .