الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

498

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

عصر منظور است . سوم اينكه ، اهل همهء اديان اين وقت خاص را گرامى مىدارند و در آن ياد خدا مىكنند و از سوگند دروغ اجتناب مىورزند و اهل كتاب در طلوع خورشيد و غروب خورشيد نماز مىگزارند . قول سوم : حسن گفته است : مراد پس از نماز ظهر يا عصر است ؛ زيرا اهل حجاز در اين دو وقت براى قضاوت مىنشستند . قول چهارم : مراد پس از اداى نماز است ؛ هر نمازى باشد و علت اينكه پس از نماز ، تحليف به جاى مىآورند اين است كه نماز انسان را از فحشا و منكرات بازمىدارد . گويا كسى كه مىخواهد سوگند ياد كند در اين وقت از دروغ ، بيشتر اجتناب مىكند . . . « فاء » در فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ براى جزاست ؛ يعنى آن دو را زندانى مىكنيد و در نتيجه ايشان ، به قسم اقدام مىكنند . « 1 » نظر نگارنده : برخى از فقيهان معاصر با اين آيه به مشروعيت اصل حبس ، استدلال كرده‌اند كه اين استدلال خوب است در صورتى كه حبس به معناى مصطلح باشد نه به معناى نگه‌داشتن ، چنان كه از شيخ طبرسى و فخر رازى برمىآيد و نيز در صورتى كه قائل به نسخ در آيه نباشيم . دقت شود . 15 . حبس بنده‌اى كه ترس فرار او باشد روايات 1 . علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر ، عن أبي جميلة ، عن زيد الشحام ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام أنّه سأله رجل يتخوّف إباق مملوكه أو يكون المملوك قد أبق أ يقيّده أو يجعل في رقبته راية ؟ فقال : إنّما هو بمنزلة بعير تخاف شراده فإذا خفت ذلك فاستوثق منه و لكن اشبعه و اكسه ، قلت : و كم شبعه ؟ فقال : أما نحن فنرزق عيالنا مديّن من تمر ؛ « 2 » شخصى از حضرت صادق - عليه السلام - پرسيد : آيا كسى كه مىترسد برده‌اش فرار كند يا برده‌اش فرار كرده است مىتواند او را ببندد يا در گردنش قلاده‌اى قرار دهد ؟ فرمود : برده هم مثل شترى است كه بترسى فرار كند ؛ اگر ترسيدى فرار كند او را ببند ، ولى او را سير كن و بپوشان . گفتم : با چه مقدار سيرش كنم ؟ فرمود : ما به نان‌خور خود دو مد خرما مىدهيم .

--> ( 1 ) . تفسير كبير ، ج 12 ، ص 117 . ( 2 ) . كافى ، ج 6 ، ص 199 ، ح 2 ؛ وسائل الشيعة ( به نقل از : كافى ) ، ج 16 ، ص 52 ، ح 1 ؛ نك : مرآة العقول ، ج 21 ، ص 331 .