الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
490
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
تفسير مىشود كه در اين مسأله خلافى نديدم ، بلكه هيچ اشكالى در آن نيست . در صورتى كه مقصود از الزام كمترين فشارى باشد كه بشود به آن الزام گفت . پس اگر با اينكه قدرت دارد ، خوددارى كرد ، مطابق مشهور در اين مسأله حبس مىشود . « 1 » 11 . آية اللّه اصفهانى : اقرار به مجهول و مبهم ، صحيح است و از مقر پذيرفته و به آن ملزم مىشود و از او مىخواهند توضيح دهد و رفع ابهام كند و هرچه گفت از او قبول مىشود و اگر از نظر عرف و لغت ، توضيح او مطابق با مبهم باشد و از نظر عرف و لغت امكان اين قصد و اراده صحيح باشد ملزم به آن مىشود . « 2 » 12 . آية اللّه خوئى : اگر گفت : از او مالى بر عهدهء من است ، به آن ملزم مىشود . پس اگر آن را به چيزى كه ماليت نداشته ، تفسير كرد ، از او پذيرفته نمىشود . « 3 » آراى ديگر مذاهب 13 . قرافى : . . . هر كس اقرار به مجهول كند ، عين خارجى باشد يا در ذمّهاش و از معرّفى آن خوددارى كند ، زندانى مىشود تا آن را معيّن سازد و بگويد : آن شىء خارجى همين لباس است يا اين حيوان است و امثال آن ، يا آن چيزى كه بدان اقرار كردم دينارى است كه در ذمّهء من است . « 4 » د ) حبس مدّعى عليه در صورتى كه منكر وجود محكوم به باشد . 1 . علّامه حلّى : هرگاه محكوم به غايب باشد اگر دين باشد مقدار و جنس آن را مشخص مىكند و اگر ملك باشد حدّ و حدود آن را مشخص مىكند ، ولى چيزهاى ديگر مثل پارچه و برده و حيوان ، احتمال حكم غيابى پس از تعيين علايم مشخص داده مىشود ، مخصوصا در صورتى كه اجتماع آن دو مانند محكوم عليه مشكل باشد و احتمال دارد حكم به قيمت عبد شود در اين صورت ذكر صفات مشخص لازم نيست . ممكن است قاضى حكم نكند ، بلكه به سخن بينه گوش دهد سپس به قاضى آن محل بنويسد چنين عبدى را دستگير كند و براى او بفرستد تا شهود بتوانند حضورا شهادت دهند و اين وظيفهء صاحب
--> ( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 35 ، ص 33 و 47 . ( 2 ) . وسيلة النجاة ، ج 2 ، ص 157 . نك : وسيلة النجاة ( با تعاليق آية اللّه گلپايگانى ) ، ج 2 ، ص 231 ؛ تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 45 . ( 3 ) . منهاج الصالحين ، ج 2 ، ص 236 . ( 4 ) . فروق ، ج 4 ، ص 80 .