الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

457

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

9 . حبس فردى كه به محكمه بىتوجهى مىكند و با حاكم سخن درشت مىگويد اگر براى قاضى بىتوجهى و لجاجت يكى از طرفين روشن شود ؛ مثل اينكه پس از درخواست سوگند دادن ديگرى از قاضى ، در ميان سوگند خوردن او سخن وى را قطع كند و مدّعى شود كه شاهد دارد ، يا به درشتى و خشونت سخن بگويد ؛ مثلا بگويد : تو بر خلاف حق ، عليه من حكم صادر كردى . در اين صورت حاكم مىتواند پس از دو بار نهى و جلوگيرى او ، وى را تعزير و حبس كند . گروهى از فقيهان ما - رضوان اللّه عليهم - به اين مسأله فتوا داده‌اند ، مثل شيخ طوسى در مبسوط و قاضى ابن برّاج در مهذّب . از ديگر مذاهب نيز ، ماوردى در ادب القاضى و ابن قدامه در مغنى چنين فتوايى داده‌اند . برخى ديگر از فقيهان نيز متعرّض اين مسأله شده‌اند و به اين حكم اكتفا كرده‌اند كه قاضى او را به آن چه اجتهادش اقتضا مىكند محكوم مىنمايد . البته در اين مورد - جز آن چه ماوردى نقل كرده است - نصّى نداريم و دربارهء آن نيز در آينده كلامى خواهد آمد . آراى فقيهان شيعه 1 . شيخ طوسى : « لدد و التواء » دو مصدر هستند وقتى مىگويند : « فلان يتلدّد » مقصود آن است كه به چپ و راست مىنگرد و بىتوجهى مىكند و به همين معنا گفته شده است : « لديد الوادى لجانبيه » بدان جهت كه مايل است به دو طرف خود . نيز از همين باب است كه گفته شده است : « لدود » و مقصود از آن دوايى است كه در حلق ريخته مىشود ؛ چرا كه آن در يكى از دو طرف دهان است . آن‌گاه كه گفته مىشود : « خصم ألدّ » مقصود آن است كه دشمنى شديدى دارد و جمع آن « لدّ » است . خداوند متعال مىفرمايد : . . . وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ ؛ « 1 » حال آن كه او سخت‌ترين دشمنان است در جاى ديگر مىفرمايد : . . . وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا ؛ « 2 » و مردم ستيزه‌جو راى بدان بيم دهى . حال اگر اين امر معلوم شد و براى قاضى آشكار گرديد كه يكى از طرفين دعوا لجاجت و دشمنى يا بىاعتنايى مىكند و البته اين به اشكال و وجوه مختلف روشن مىشود يكى اينكه ، يك طرف دعوا نزد قاضى رفته عليه او

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 204 . ( 2 ) . مريم ( 19 ) آيهء 97 .