الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

388

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

عثمان بن زياد « 1 » را نقل كرد كه مىگويد : به حضرت امام صادق - عليه السلام - عرض كردم : من از فردى طلب‌كار هستم و او مىخواهد خانه‌اش را بفروشد و بدهى خود را به من ، بدهد . آن حضرت فرمود : به خدا پناه ببر كه او را از سرپناهش خارج كنى . « 2 » 23 . آية اللّه سبزوارى : . . . حاكم در صورت تحقق مماطله به دليل اجماع و نص « 3 » او را حبس مىكند تا آن زمان كه آن چه بر عهده دارد ادا كند . آراى ديگر مذاهب 24 . مدوّنة الكبرى : گفتم : به عقيدهء شما ، آيا مالك كسى را براى بدهى به حبس محكوم مىكرد ؟ گفت : مالك بن انس مىگويد : اگر براى قاضى مماطلهء بدهكار آشكار شود ، او را حبس مىكند . گفتم : نظر مالك در مورد مماطله چيست ؟ گفت : مالك مىگويد : وقتى مالى داشته باشد يا نزد او باشد و سلطان او را متهم كند كه آن مال را پنهان كرده است . مالك مىگويد : يا مثل اين تاجران كه اموال مردم را مىگيرند و تصاحب مىكنند و بعد مىگويند : از دستمان رفت ، و جز گفتهء آنان هيچ چيز ديگرى بر آن دلالت نمىكند ، در حالى كه آنان در جاى خود قرار دارند ، نه سرقتى در اموال آنان انجام شده ، نه خانه‌شان آتش گرفته و نه بلا و مصيبتى بر آنان واقع شده است ؛ ولى اموال مردم را تصاحب مىكنند و ادّعاى از بين رفتن آن را مىكنند ؛ اينان حبس مىشوند تا حقوق مردم را بپردازند . گفتم : آيا به نظر مالك حبس اينان حد و ميزان معيّنى دارد ؟ گفت : خير ، به نظر مالك حبس اين افراد حدّ معيّنى ندارد ، بلكه حبس دائم مىشوند تا يا حقوق مردم را بپردازند و يا براى قاضى آشكار شود كه مالى ندارند . اگر براى قاضى روشن شد كه مالى ندارند ، آنان را از زندان خارج مىكند و حبس آنان را ادامه نمىدهد . « 4 » 25 . نووى : ابو حنيفه مىگويد : محجور نمىشود و مالش فروخته نمىشود ، بلكه او را به حبس مىافكند تا بدهى خود را بپردازد . « 5 »

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 13 ، ص 94 ، ح 3 . ( 2 ) . ذخيرة الصالحين ( خطى ) ، ج 5 ، ص 131 . ( 3 ) . مهذّب الاحكام ، ج 27 ، ص 86 . ( 4 ) . ج 5 ، ص 205 . ( 5 ) . نك : مجموع ، ج 13 ، ص 279 ؛ خلاف ، ج 3 ، ص 268 ، مسألهء 9 ؛ نك : نيل الاوطار ، ج 5 ، ص 241 و 245 ؛ مبسوط ، ج 24 ، ص 164 ؛ فتح العزير ، ج 10 ، ص 196 ؛ مغنى ، ج 4 ، ص 529 .