الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

340

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

12 . احمد بن يحيى : فصلى در حدود : . . . امام است كه مىتواند اقامهء حدود كند . . . جاسوس و اسير كافر يا باغى را در صورتى كه جنگ ادامه داشته باشد ، بكشد و گرنه باغى ، حبس و دربند مىشود . « 1 » 13 . مرداوى ( گفتهء او : « هر كس از مردانشان اسير شود ، حبس مىشود تا جنگ تمام شود سپس رها مىشود . » ) : مذهب اين است و جمهور اصحاب بر آنند و به آن در هدايه ، مذهب ، مسبوك الذهب ، مستوعب ، خلاصه ، هادى ، بلغه ، محرّر ، نظم ، وجيز و ديگر كتب جزم پيدا كرده‌اند . در رعايتين و فروع و غير اين دو ، آن را مقدّم داشته‌اند . گفته شده است : اگر از بازگشت او به جنگ ايمن باشيم رها مىشود . در ترغيب گفته است : در صورتى كه تشكيلات آن‌ها برقرار باشد ، آزاد نمىشود . من مىگويم : صواب همين است و شايد مراد كسى كه به صورت مطلق آورده ، همين باشد . بنابراين ، اگر تشكيلات آن‌ها درهم شكسته باشد ولى احتمال اجتماع آن‌ها در آن زمان باشد در آزادى آنان دو وجه است و در رعايتين ، حاوى الصغير و فروع به صورت مطلق آورده‌اند و من مىگويم : صواب آزاد نكردن اوست . « 2 » 14 . جزيرى : حنفيه گفته‌اند : امام با اهل بغى ابتداى به جنگ نمىكند . . . و اگر خبر به امام رسد كه آن‌ها سلاح مىخرند و آمادهء جنگ مىشوند ، بايد آنان را دستگير و حبس كند تا دست بردارند و توبه كنند و اين به جهت آن است كه به قدر امكان دفع شرّ شود . حنفيه و مالكيه گفته‌اند : امّا امام دربارهء اسير اختيار دارد . ملاحظه مىكند كدام يك براى درهم كوبيدن تشكيلات آن‌ها مؤثرتر است : كشتن يا حبس ، كه به حسب موقعيت فرق مىكند و براى هواى نفس و تشفّى خاطر نبايد كارى انجام دهد . « 3 » 3 . حبس اسيران اسارت ، عنوان مستقلى در مقابل حبس است ، ولى ما آن را در اينجا مطرح كرديم ؛ زيرا حبس از يك نظر شامل اسارت هم مىشود و در اين جهت از بعضى معاصران پيروى كرديم ؛ چرا كه وى اسارت را در موارد سجن و زندان آورده است .

--> ( 1 ) . عيون الازهار ، ص 521 . ( 2 ) . انصاف ، ج 10 ، ص 315 ؛ نك : شرح منتهى الارادات ، ج 3 ، ص 383 . ( 3 ) . الفقه على المذاهب الاربعه ، ج 5 ، ص 421 .