الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

337

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

- عليه السلام - در بصره بودم كه شنيدم كسى صدا مىزند : موسى بن طلحة بن عبيد اللّه كجاست ؟ من گفتم : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ و اهل زندان هم استرجاع كردند و گفتند : تو را مىكشد . امام مرا پيش خود خواند ، وقتى كه در برابر او ايستادم به من فرمود : موسى ! گفتم : بله ، اى امير مؤمنان ! فرمود : بگو : « استغفر اللّه » ، سه بار گفتم : « أستغفر اللّه و أتوب إليه . » سپس به يارانش - كه همراه من بودند - فرمود : رهايش كنيد . به من فرمود : هرجا مىخواهى برو و اگر چيزى از خودت در اردوى ما يافتى ، سلاح يا مركب ، بردار و در آيندهء امورت پرهيزگار باش و در خانه‌ات بنشين . من تشكر كردم و بازگشتم . على - عليه السلام - آن چه را اهل بصره به جبهه آورده بودند ، به عنوان غنيمت به اصحابش داد و متعرّض اموال ديگرى كه از ايشان باقى مانده بود نشد و خمس غنيمت هم از همان چيزهايى بود كه به جبهه آورده بودند و در نتيجه سنّت بر اين جارى شد . آراى فقيهان شيعه 1 . شيخ طوسى : اگر اسيرى از اهل بغى در دست اهل عدل افتاد اگر رزمنده باشد ؛ يعنى جوان چابكى كه توان جنگ دارد مىتواند زندانىاش كند و نبايد او را بكشد . بعضى از ايشان گفته‌اند : مىتواند او را بكشد و مذهب ما همان قول اوّل است . وقتى ثابت شد كه كشته نمىشود ، زندانى و بيعت به او عرضه مىشود . اگر به بيعت در حال برپايى جنگ گردن نهاد ، از او پذيرفته مىشود و رها مىشود و اگر بيعت نكرد در زندان مىماند تا جنگ تمام شود . پس از جنگ اگر توبه كردند يا سلاح را كنار گذاشتند و از جنگ دست كشيدند يا به طرفى غير از گروه تشكيلاتى رفتند ، آنان را آزاد مىگذاريم و اگر به گروه تشكيلاتى رو آوردند در اين حالت از نظر ما آزاد گذاشته نمىشوند . بعضى از ايشان گفته‌اند : آزاد گذاشته مىشوند ؛ زيرا فرارى آن‌ها دنبال نمىشود ، در حالى كه ما گفتيم در صورتى كه در حال شكست به طرف گروه تشكيلاتى فرار كردند ، فرارى آن‌ها دنبال مىشود . « 1 » 2 . همو : اگر يكى از جنگجويان اهل بغى اسير شود امام مىتواند وى را حبس كند و نمىتواند بكشد و شافعى همين را گفته است ، ولى ابو حنيفه گفته است : مىتواند بكشد . « 2 »

--> ( 1 ) . مبسوط ، ج 7 ، ص 271 . ( 2 ) . خلاف ، ج 5 ، ص 340 ، مسألهء 6 .