الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
333
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
بدون عوض اسكان مىدهد . اگر امام ترسيد خيانت كند امان او را مىشكند و به محل خود بازمىگرداند . « 1 » همو : اگر به جهت خوف امام ، عقد مصالحه از بين رفت بايد ديد علت آن چيست . اگر حقّى بر ضد او [ معاهد ] لازم نيامده ، مثلا جاسوس دشمن را پناه نداده باشد و اخبار و اسرار مسلمانان را به دشمن نگفته باشد به محل خود بازگردانده مىشود و كيفرى بر او نيست . . . . « 2 » 2 . علّامه حلّى : . . . هرگاه پيمان آتشبس از بين رفت در علت زوال دقت مىشود . پس اگر حقّى بر ضد او لازم نيامده ؛ مثل اينكه جاسوس دشمن را پناه دهد ، يا خبر مسلمانان را به دشمن برساند و اسرارشان را فاش كند به محل خود برگردانده مىشود و مجازاتى ندارد . . . . « 3 » 3 . كاشف الغطاء : اگر فرستادهء آنان ( يعنى معاهدين ) آمد و معلوم شد كه قصد او آگاهى از اوضاع و احوال مسلمانان است تا خبر براى كافران ببرد يا اينكه ترس اين را داشتند كه چنين كارى را انجام دهد ، مسلمانان مىتوانند مانع بازگشت او شوند . « 4 » نظر نگارنده : حكم جاسوس ذمّى و مستأمن را آورديم تا مذاق و نظر شرع راجع به كسى كه اين جرم را مرتكب شده ، معلوم شود كه كيفر او كشتن و اعدام نيست تا چه رسد به مسلمان ، بلكه تفصيل در مسأله اقواست . 2 . حبس باغى اسير اهل بغى اگر در ضمن جنگ به اسارت درآيد كشته نمىشود ، بلكه زندانى مىشود تا جنگ به پايان برسد . شيخ طوسى در مبسوط و خلاف به اين حكم تصريح كرده است و همچنين علّامه حلّى در تحرير الاحكام و تذكرة الفقهاء و شهيد اوّل در دروس چنين فرمودهاند . روايتى هم تصريح مىكند كه حضرت امير - عليه السلام - چنين كرده است . ولى از ظاهر جواهر الكلام خلاف آن برمىآيد چون به برخى ديگر از روايات كه در اين مورد رسيده ، استناد كرده است . امّا در اهل سنّت ، از خراج و عيون الازهار برمىآيد كه باغى كشته مىشود و از غير اين
--> ( 1 ) . مبسوط ، ج 2 ، ص 43 . ( 2 ) . همان ، 59 . ( 3 ) . تذكرة الفقهاء ، ج 9 ، ص 317 . ( 4 ) . كشف الغطاء ، ص 398 .