الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
325
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
6 . ولاية الفقيه : از روايات و احاديث اسلامى چنين برمىآيد كه كيفر مناسب براى اين گناه بزرگ ( يعنى جاسوسى ) كشتن و اعدام است ، مگر اينكه به جهاتى توجيهپذير ، وى عفو شود ؛ زيرا بزرگى جنايت و كيفر آن با پىآمدهاى آن تناسب دارند . . . خلاصه : ظاهر اين است كه استحقاق جاسوسى براى مرگ مسألهء روشنى در زمان پيامبر و ائمه - عليهم السلام - بوده است گرچه گاهى براى عذرهاى موجه ، عفو شدهاند . علاوه بر اين عنوان منافق ، مفسد ، محارب و باغى ، غالبا بر افراد جاسوس صدق مىكند ، دقت فرماييد . . . حاصل اينكه حفظ نظام كه از اوجب واجبات است ، بر سياست احتياطآميز با منافقان و جاسوسان دشمن توقف دارد . . . . « 1 » نظر نگارنده : حتى اگر عنوان منافق بر او صدق كند ، اين مجوّز قتل نمىشود و شايد از اين جهت باشد كه نويسنده امر به دقت كرده است . ديگر اينكه ظاهر احاديث و متون تاريخى و فتواى فقيهان ، تفصيل ميان مسلمان و ذمّى و كافر است . مسلمان كشته نمىشود ، بلكه تعزير مىشود - چنان كه طوسى ، حلّى و قمى گفتهاند - و شايد حبس هم يك نوع تعزير باشد تا توبه كند . امّا ذمّى ، بنابر قول بعضى حكم ذمّى تابع شرايط در عقد ذمّه است و بنابر قول ديگر ، عقد ذمّه منحل مىشود ، حتى اگر شرطى در كار نباشد و ديگر اقوال خواهد آمد . امّا حربى ، مهدور الدم است گرچه جاسوسى نكرده باشد ؛ چون با اسلام در حال جنگ است . تأييد براى عدم جواز قتل جاسوس مسلمان علاوه بر احتياط در خون و اصل ، اين است كه علما فتوا دادهاند مكروه است جاسوس مسلمان به جهاد رود چنان كه قاضى ابن برّاج ، علّامه حلّى ، كاشف الغطاء و . . . به آن تصريح كردهاند . اگر حكم جاسوس مسلمان اعدام بود چگونه فتوا مىدهند خروج او براى جهاد كراهت دارد مگر اينكه بگوييم : اين كراهت مربوط به صورتى است كه امام او را عفو كند و اين منافات ندارد با اينكه حكم او قتل باشد . مؤيّد عدم قتل جاسوس مسلمان ، داستان ابن ابى بلتعه و ازدى است « 2 » ، مگر اينكه بگوييم : حكم اين دو ، قتل بوده است و پيامبر و على از ايشان درگذشتهاند . امّا اينكه امام حسن - عليه السلام - جاسوس معاويه را كشت ، ممكن است از باب بغى و افساد باشد نه
--> ( 1 ) . ج 2 ، ص 740 . ( 2 ) . نك : همين كتاب ، « حبس اسير » ، ص 340 .