الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

320

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

بخارى و صحيح مسلم آمده است ، پيامبر او را حد زد و روايات بىشمار ، كه دربارهء تفسير آيات افك آمده است ، گوياى آن است . . . . « 1 » 6 . عن سلمة بن الأكوع ، قال : أتى النبي عين من المشركين ، و هو في سفر فجلس عند أصحابه ثم انسلّ . فقال النبي : اطلبوه فاقتلوه . قال : فسبقتهم إليه فقلته و أخذت سلبه ، فنفلني إيّاه ؛ « 2 » جاسوسى از مشركان پيش پيامبر كه در سفر بود ، آمد و پيش اصحاب آن حضرت نشست سپس مخفيانه رفت . پيامبر فرمود : دنبالش برويد و او را بكشيد . سلمه مىگويد : من پيشى گرفتم و او را كشتم و آنچه داشت برداشتم . [ پيامبر ] آن‌ها را به من عطا كرد . 7 . عن سلمة ، قال : غزوت مع رسول اللّه هوازن ، قال : فبينما نتضحّى و عامّتنا مشاة و فينا ضعفة ؛ إذ جاء رجل على جمل أحمر فانتزع طلقا من حقو البعير فقيّد به جمله ثم جاء يتغذّى مع القوم ، فلمّا رأى ضعفتهم ، و رقّة ظهرهم ، خرج يعدو إلى جمله ، فأطلقه ثم أناخه فقعد عليه ثم خرج يركضه ، و أتبعه رجل من أسلم على ناقة ورقاء هي أمثل ظهر القوم . قال : فخرجت أعدو ، فأدركته و رأس الناقة عند ورك الجمل ، ثم تقدّمت حتى كنت عند ورك الجمل ، ثم تقدّمت حتى أخذت بخطام الجمل ، فأنخته ، فلمّا وضع ركبته بالأرض اخترطت سيفي فاضرب رأسه ، فندر فجئت براحلته و ما عليها أقودها ، فاستقبلني رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قال : له سلبه أجمع ؛ « 3 » سلمه گفت : همراه رسول اللّه به جنگ هوازن رفته بوديم هنگامى كه مشغول خوردن ناهار بوديم و در حالى كه همهء ما پياده بوديم و در ميان ما افراد خسته و ناتوان زياد بود يك باره مردى سوار بر شتر قرمزى آمد . طنابى از پشت شترش برداشت و آن را بست . سپس آمد و با جمعيت شروع به غذا خوردن كرد . وقتى ضعف و ناتوانى و كمبود مركب آنان را ديد به طرف شترش دويد آن را باز كرد و خواباند ، بعد روى آن نشست و آن را به حركت درآورد . مردى از اسلم سوار بر ماده شترى خاكسترى - كه بهترين مركب گروه بود - او را دنبال كرد . من شروع به دويدن كردم و به او رسيدم در حالى كه سر ماده شتر به پشت شتر او رسيده بود . من جلوتر رفتم تا به شتر رسيدم باز جلوتر رفتم و افسار شتر را گرفتم آن را خواباندم همين كه زانويش به زمين رسيد شمشيرم را كشيدم تا سرش را بزنم . پس سرش جدا شد و روى زمين افتاد . افسار مركب او را گرفته با آن چه بر پشتش بود ، آوردم . رسول اللّه - صلّى اللّه

--> ( 1 ) . الميزان ، ج 19 ، ص 272 . ( 2 ) . سنن ابى داوود ، ج 3 ، ص 48 ، ح 2653 ؛ نك : صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 428 ؛ صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 82 ؛ اقضية رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : ص 77 ؛ معجم الكبير ، ج 7 ، ص 29 ، ح 6272 و 6273 . ( 3 ) . سنن ابى داوود ، ج 3 ، ص 49 ، ح 2654 .