الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
267
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
ديگر ايذا نمىشود و نيز احتمال دارد گفته شود : ايذا براى مرد و زن و حبس ويژهء زنان بود كه اگر توبه مىكردند ايذا از ايشان برداشته مىشد و حبس براى زن باقى مىماند و اين بهترين وجهى است كه ذكر شده است . . . . « 1 » 9 . صابونى : در صدر اسلام كيفر زنا سبك و موقتى بود ؛ زيرا مردم به زندگى جاهلى نزديكتر بودند و يكى از سنّتهاى الهى در تشريع قوانين اين است كه امّت را تدريجا به راه آورد تا در عمل قرين موفقيت باشد و به خوبى جا بيفتد و بر كسى گران نيايد و از روى رضا و رغبت و آرامش خاطر شريعت الهى را بپذيرد - چنان كه در مسألهء تحريم خمر و ربا و ديگر احكام شرعى مشاهده كرديم . در صدر اسلام كيفر و مجازات همان بود كه خداوند در سورهء نساء براى ما تعريف كرده است : وَ اللَّاتِي . . . و كيفر زن حبس در خانه و عدم اجازهء خروج از خانه بود و كيفر مرد ، توبيخ و سرزنش لفظى ، آنگاه با اين آيه نسخ شد : الزَّانِيَةُ . . . به نظر مىآيد در آغاز اسلام اين كيفر ، حد نبود ، بلكه يك نوع تعزير و تأديب موقتى بود ؛ چون در خود آيه به موقتى بودن آن اشاره مىكند و مىگويد : تا مرگ ، ايشان را دريابد يا خداوند براى آنها راهى قرار دهد ؛ آنگاه اين كيفر به كيفرى سختتر تبديل گشت و آن ، تازيانه براى زناكار غير محصن ( مجرد ) و سنگسار براى زناكار محصن ( متأهل ) است و آن حكم موقتى به اين مجازات بازدارنده و دردناك انجاميد . « 2 » آراى فقيهان شيعه 1 . سعيد بن هبهء راوندى : در آغاز اسلام ، خداوند چنين قانونگذارى كرد كه اگر زن ثيّب ( غير باكره ) زنا داد ، زندانى شود تا بميرد و باكره ، ايذا و سرزنش شود تا توبه كند سپس اين قانون ، نسخ شد و واجب شد غير باكره سنگسار شود و باكره صد تازيانه بخورد . « 3 » 2 . علّامه حلّى : در آغاز اسلام حدّ ثيّب ( غير باكره ) زندان بود تا بميرد و حدّ باكره ، سرزنش و آزار لفظى بود تا توبه كند سپس نسخ شد و به جاى آن سنگسار براى غير باكره و تازيانه براى باكره آمد . « 4 » 3 . شهيد ثانى : بدان كه زنا از محرمات است . . . و در صدر اسلام زناكار حبس و ايذا
--> ( 1 ) . تفسير كبير ، ج 9 ، ص 232 . ( 2 ) . روائع البيان ، ج 2 ، ص 20 . ( 3 ) . فقه القرآن ، ج 2 ، ص 367 . ( 4 ) . تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 222 .