الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

237

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

موجب و باعث مجازات از ميان رفته است و هرگاه مجازات اخروى با توبه سقوط كرد ، در دنيا به طريق اولى سقوط مىكند و به دليل قاعدهء « الإسلام يجبّ ما قبله ؛ اسلام آوردن ، كفر و گناه گذشته را از بين مىبرد » ، و باز به دليل اينكه در مرد هم اگر مرتد ملى باشد [ با توبه ] عقوبت سقوط مىكند و امام صادق - عليه السلام - هم فرموده است : زن اگر مرتد شد توبه داده مىشود اگر توبه كرد و بازگشت [ رها مىشود ] و گرنه به حبس ابد مىافتد و در تنگنا قرار مىگيرد . « 1 » 23 . شيخ محمد حسن نجفى ( پس از نقل كلام محقق حلّى در مورد زن مرتد ) : به جهت وجود اجماع منقول و محصل و وجود روايات [ توبهء زن مرتد پذيرفته مىشود ] . « 2 » 24 . ملّا محمد اشرفى : اگر زن مرتد توبه كرد ، از او پذيرفته مىشود و گرنه حاكم دستور مىدهد وى را حبس كنند و در اوقات نماز مورد ضرب و تعزير قرار دهند ، در غذا و لباس بر او سخت مىگيرند ؛ لباس خشن و غذاى نامرغوب به او مىدهند تا بازگردد يا بميرد . « 3 » 25 . آية اللّه خوانسارى : زن را به دليل ارتداد نمىكشند ، اگر چه مرتد فطرى باشد ، بلكه حبس مىشود و در اوقات نماز كتك مىخورد تا توبه كند . « 4 » 26 . امام خمينى : زن مرتد كشته نمىشود ، گرچه فطرى باشد ، بلكه حبس ابد مىشود و در اوقات نماز كتك مىخورد ، در ما يحتاج زندگى بر او سخت مىگيرند و توبهء وى پذيرفته مىشود ، اگر توبه كرد از زندان آزاد مىشود . « 5 » 27 . آية اللّه خوئى : اگر زن مرتد شد ، گرچه فطرى باشد ، كشته نمىشود . از شوهرش جدا مىشود و عدّهء طلاق مىگيرد و توبه داده مىشود . اگر توبه كرد [ قبول مىشود ] و گرنه به حبس ابد مىافتد و در اوقات نماز كتك مىخورد و به كارهاى سخت وادار و تنها به اندازهء سدّ رمق به او آب و غذا داده مىشود و بر او لباس‌هاى خشن مىپوشانند . « 6 » 28 . همو : اگر زنى پس از اسلام و هجرت از دار الكفر به دار الاسلام دوباره مرتد شود ، او را به دار الكفر بازنمىگردانند ، بلكه احكام زن مسلمان كه مرتد شده بر او جارى

--> ( 1 ) . كشف اللثام ، ج 2 ، ص 256 . ( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 68 و نك : ج 30 ، ص 48 و ج 13 ، ص 131 و ج 39 ، ص 34 ؛ ايضاح الفوائد ، ج 1 ، ص 393 ؛ مناهج المتقين ، ص 195 . ( 3 ) . شعائر الاسلام ، ج 2 ، ص 835 . ( 4 ) . جامع المدارك ، ج 5 ، ص 290 . ( 5 ) . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 445 . ( 6 ) . مبانى تكملة المنهاج ، ج 1 ، ص 332 .