الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
224
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
مسأله منصرف كنم ، سخن ديگرى پيش كشيدم . عمر گفت : آن چند نفر از بكر بن وائل چه كردند ؟ گفتم : گروهى كه از اسلام برگشتند و به مشركان پيوستند بايد كشته شوند . عمر گفت : اگر من آنان را سالم مىگرفتم از آن چه خورشيد بر آن مىتابد براى من محبوبتر بود . گفتم : اگر آنان را مىگرفتى با ايشان چه مىكردى ؟ گفت : به آنان پيشنهاد مىكردم از درى كه بيرون رفتند [ از ارتداد ] بازگردند اگر برمىگشتند مىپذيرفتم و گرنه آنان را به زندان مىسپردم . اين روايت را بيهقى با سندى ديگر از محمد بن عبد اللّه غفارى با اندك تفاوتى در متن آورده است . « 1 » ابن قدامه به نقل از موطّأ اين روايت را نقل كرده كه در آن چنين آمده است : شخصى از طرف ابو موسى نزد عمر آمد ، عمر به او گفت : آيا خبر تازهاى دارى ؟ گفت : آرى ، شخصى پس از اسلام ، كافر شد . عمر گفت : با او چه كرديد ؟ گفت : او را گرفتيم و گردنش زديم . عمر گفت : چرا او را سه روز حبس نكرديد تا به او هر روز يك نان بدهيد و از وى بخواهيد توبه كند ؟ شايد توبه مىكرد يا به امر خدا گردن مىنهاد . خدايا ! من حضور نداشتم و دستور ندادم و وقتى به من خبر آن رسيد خشنود نشدم . نظر نگارنده : جاى شگفتى است كه جريان سوزانيدن مرتد را به على بن ابى طالب - عليه السلام - نسبت مىدهند و ايشان را مظهر خشونت و سنگدلى معرفى مىكنند و ديگران را مظهر رأفت و عطوفت ، و اين كه از اعدام ، متأثر و نگران مىشوند ! جالب اين كه مرحوم مجلسى پس از نقل چنين رواياتى كه مفادش سوزانيدن كافر به دست على - عليه السلام - است ، مىفرمايد : هيچكس از عالمان شيعه ظاهر اين خبر را اخذ نكرده است . « 2 » آراى فقيهان شيعه 1 . شيخ طوسى : از نظر ما مرتد دو قسم است : مرتدى كه با سرشت اسلام به دنيا آمده چنين كسى اسلامش پذيرفته نمىشود و هر زمان مرتد شد كشتنش واجب است . قسم ديگر كافرى است كه مسلمان ، بعد مرتد مىشود ، چنين كسى از او مىخواهند توبه كند اگر توبه
--> ( 1 ) . سنن الكبرى ، ج 8 ، ص 207 . ( 2 ) . مرآة العقول ، ج 23 ، ص 402 .