الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
203
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
قبيلهاش مىفرستاد و اگر بازارى بود به بازار مىبرد و او را مىگرداند پس چند روز زندانى و آنگاه آزادش مىكرد . مجلسى گفته است : اين حديث موثق است . « 1 » صدوق آن را در من لا يحضره الفقيه با كمى تفاوت به صورت مرسل ، روايت كرده است . « 2 » در روضة المتقين گفته است : اين حديث را شيخ طوسى جزء احاديث موثق آورده است . . . و مدت حبس به نظر امام ، بستگى دارد : يا سه روز است ؛ چون سه روز حدّ اقل مفاد جمع [ ايام ] است ؛ و اين نيز يكى از اقسام تعزير است و ظاهرا در مورد هر گناهى كه دليل صريح نداشتيم ، با نظر و صلاحديد امام يا حاكم ، تعزير جارى مىشود . « 3 » 2 . قال ابن وهب : و أخبرني رجال من أهل العلم ، عن مكحول و الوليد بن أبي مالك : إنّ عمر بن الخطّاب كتب إلى عمّاله بالشام : إذا أخذتم شاهد زور ، فاجلدوه أربعين و سخّموا وجهه و طوفوا به حتى يعرفه الناس و يطال حبسه و يحلق رأسه ؛ « 4 » عمر بن خطاب به كارگزارانش در شام نوشت : هرگاه كسى را كه شهادت دروغ داده ، گرفتيد چهل تازيانه بزنيد و صورتش را سياه كنيد و بگردانيد تا مردم او را بشناسند و حبس او طولانى و سرش تراشيده مىشود . 3 . أخبرنا الشريف أبو الفتح العمري ، أنبأ عبد الرحمن بن أبي شريح ، أنبأ أبو القاسم البغوي ، ثنا علي بن الجعد ، أنبأ شريك ، عن عاصم بن عبيد اللّه ، عن عبد اللّه بن عامر ، قال : أتي عمر بشاهد الزور فوقفه للناس يوما إلى الليل ، يقول : هذا فلان يشهد به زور ، فاعرفوه ثم حبسه ؛ « 5 » عبد اللّه بن عامر گفت : شخصى را كه شهادت دروغ داده بود نزد عمر آوردند او را يك روز تا شب جلو مردم نگاه داشت ؛ در حالى كه مىگفت : اين فلانى است كه شهادت دروغ مىدهد او را بشناسيد و سپس او را زندانى كرد . همو گفته است : اين حديث را ابو ربيع از شريك ، از عاصم روايت كرده است و اضافه
--> ( 1 ) . ملاذ الاخيار ، ج 10 ، ص 166 . ( 2 ) . ج 3 ، ص 35 ، ح 3 . ( 3 ) . ج 6 ، ص 163 . ( 4 ) . مدوّنة الكبرى ، ج 5 ، ص 203 . ( 5 ) . سنن الكبرى ، ج 10 ، ص 140 ؛ نك : خلاف ، ج 6 ، ص 241 ، مسألهء 39 ؛ مصنّف ابن ابى شيبه ، ج 10 ، ص 41 ، ح 8692 و ص 58 ، ح 8762 ؛ مصنّف عبد الرزاق ، ج 8 ، ص 326 ، ح 15392 ؛ كنز العمّال ، ج 7 ، ص 28 .