الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
181
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
2 . مرداوى : در كتاب رعايه گفت : كسى كه معروف است به مردمآزارى ، حتى با چشمش و دستبردار نيست ، زندانى مىشود . در احكام السلطانيه مىگويد : والى اين كار را انجام مىدهد نه قاضى و براى دفع شرّ اين فرد ، مخارجش از بيت المال داده مىشود . « 1 » نظر نگارنده : گاهى براى اين حبس به عمل على - عليه السلام - استدلال مىشود ؛ زيرا آن حضرت آدم شرور ( « داعر » ) را زندانى مىكرد : على بن ابى طالب - عليه السلام - اگر در ميان قبيله ، آدم شرورى بود ، او را حبس مىكرد . اگر خودش مال داشت از مال خودش برمىداشت و به او خرجى مىداد و گرنه از بيت المال مسلمانان به او مىداد و مىفرمود : براى دفع شرّ او از سر مردم به زندان مىافتد و از بيت المال به او خرجى داده مىشود . « 2 » داعر ، يعنى خبيث ، مفسد ، مردمآزار ، فاجر ، راهزن . « 3 » ممكن است گفته شود : اگر حاكم صلاح دانست براى حفظ امنيت شهر و نظر جامعه ، او را زندانى مىكند مگر اينكه اشكال شود ولايت حاكم تا اين حد نيست . 4 . حبس فرماندهندهء به تهمت زدن 1 . شافعى : به من بگوييد : مردى به مرد ديگر مىگويد : به شخصى تهمت بزند و او هم تهمت زد ، آيا هر دو حد مىخورند يا اينكه فقط تهمتزننده حد مىخورد ؟ از نظر شما بايد هر دو حد بخورند كه اين درست نيست ؛ جز فاعل كسى حد نمىخورد و جز قاتل ، كسى ديگر كشته نمىشود و ديگرى [ دستوردهنده ] تعزير و حبس مىشود . « 4 » نظر نگارنده : اين فرع را در مراجعات خود به كتابهاى فريقين نيافتم و اين حكم بر اين مبناست كه تعزير شامل حبس هم بشود .
--> ( 1 ) . انصاف ، ج 10 ، ص 249 . ( 2 ) . خراج ، ص 150 . ( 3 ) . لسان العرب ، ج 4 ، ص 286 . ( 4 ) . الامّ ، ج 7 ، ص 331 .