الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

160

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

متقى از مصنّف چنين نقل كرده است : « فيوقفهم عليه و يثبطه ؛ « 1 » پس شاهدان را به شهادت دادن عليه او فرامىخواند و او را زندانى مىكرد » . و تعليق‌زننده گفته : در نسخهء چاپى آمده است : « يوقفهم عليه و يبطحه ؛ « 2 » شاهدان را به شهادت دادن عليه او فرامىخواند و او را زندانى مىكرد » . « 3 » نظر نگارنده : اين تنها روايتى است كه بر جواز حبس براى متهم به دزدى دلالت دارد و متيقن ، موردى است كه قراين موجود ، حاكى از صحت ادّعا باشد ، نه هر تهمتى ، و لو اين كه از قراين صحت خالى باشد . من كسى را نيافتم به مضمون روايت فتوا داده باشد . ج ) حبس متهم تا تعديل شهود مدوّنة الكبرى : گفتم : به من بگو : اگر شهادت دادند كه اين شخص دزديده است از نظر مالك اگر قاضى ، شهود را نشناسد آيا متهم زندانى مىشود تا عدالت شاهدان ثابت شود يا قاضى از دزد ، ضامن مىخواهد ؟ گفت : از نظر مالك قاضى از متهم ضامن نمىخواهد ، ولى او را حبس مىكند ؛ در حدود و قصاص از نظر مالك ضمانت وجود ندارد . « 4 » نظر نگارنده : ظاهرا علتى براى كيفر حبس در اينجا وجود ندارد . بنابراين ، اگر مدّعى دو شاهد عادل آورد دزدى ثابت و در صورت خواست مدّعى ، حد جارى مىشود و گرنه رهايش مىسازند ، زيرا موجبى براى حبس نيست . د ) حبس متهم مدّعى مال حدّثنا أبو بكر ، قال : حدّثنا محمد بن بكر ، عن ابن جريج ، قال : كتب عمر بن عبد العزيز بكتاب قرأته : إذا وجد المتاع مع الرجل ، فقال : ابتعته فلم يقطعه ، فاشدده في السجن وثاقا و لا تخله بكلام أحد حتى يأتي أمر اللّه . قال : فذكرت ذلك لعطاء فأنكره ؛ « 5 » ابن جريج گفت : عمر بن عبد العزيز نامه‌اى نوشته بود كه من آن را خواندم [ چنين بود ] :

--> ( 1 ) . ثبط ، يعنى زندان كردن . لسان العرب ، ج 7 ، ص 267 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 412 . ( 3 ) . كنز العمّال ، ج 5 ، ص 549 ، ح 13908 . به نقل ديگر : « يوفقهم عليه و يبطحه » است . ( 4 ) . ج 6 ، ص 267 . ( 5 ) . مصنّف ابن ابى شيبه ، ج 10 ، ص 119 ، ح 18972 .