الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
127
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
4 . علّامه حلّى : اگر دست و پا ندارد ، زندانى مىشود . « 1 » 5 . همو : در مورد كسى كه هر دو دست و پايش قطع شده . . . اگر بگوييم : واجب است حبس ابد شود ؛ چون بريدن امكان ندارد و كار ديگرى جز حبس نمىشود كرد و عدم اجراى حد هم جايز نيست اين استدلال ، قوى است و ابن ادريس تعزير را انتخاب كرده است . « 2 » 6 . فاضل مقداد : در چند جا حبس واجب است : . . . كسى كه پس از قطع دست و پايش در دو مرحلهء دزدى ، بار سوم دزدى كند ، يا اين كه شخص بىدست و پا دزدى كند . « 3 » 7 . شهيد ثانى : اگر پا نداشته باشد ، حبس مىشود . « 4 » 8 . همو : البته در آن اشكالى است ؛ چون نص به عنوان كيفر دزدى در مرتبهء سوم ، پس از قطع دست و پاى او وارد شده است و اين معنا در اينجا انجام گرفته نشد پس اين عقوبت ( حبس ) در سرقت اوّل ، خروج از مورد اذن شرع است و قياس مع الفارق است . « 5 » 9 . فاضل هندى ( پس از نقل كلام حلّى در قواعد الاحكام ) : زيرا در شرع اجمالا مجازات دزدى ، حبس قرار داده شده است . « 6 » 10 . شيخ محمد حسن نجفى ( در مقام توجيه كلام شيخ طوسى ) : حبس ابد مىشود و شايد علت آن اين است كه اجمالا حبس ، مجازات دزدى قرار گرفته است . « 7 » آراى ديگر مذاهب 11 . مدوّنة الكبرى : گفتم : به من بگو : اگر كسى كه نه دست دارد و نه پا ، دزدى كرد و آدم فقيرى بود و هيچ نداشت و مال دزدى را هم مصرف كرده بود اگر دستگير شد آيا به قول مالك مورد ضرب واقع مىشود و به زندان مىافتد و ضامن كالاى دزدى شده است ؟ گفت : آرى ، ولى من خودم از او ( مالك ) نشنيدم . « 8 »
--> ( 1 ) . قواعد الاحكام ، ج 2 ، ص 271 . ( 2 ) . تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 231 . ( 3 ) . نضد القواعد الفقهيه ، ص 499 . ( 4 ) . روضة البهيّه ، ج 9 ، ص 285 . ( 5 ) . مسالك الافهام ، ج 14 ، ص 522 . ( 6 ) . كشف اللثام ، ج 2 ، ص 249 . ( 7 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 538 . ( 8 ) . ج 6 ، ص 282 .