الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

109

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

واضح است . « 1 » 15 . حبس قاتل شخص مستأمن ( زنهار خواه ) 1 . حدّثنا سعيد ، قال : نا عبد اللّه بن مبارك ، عن معمر ، عن زياد بن مسلم ، أن رجلا قدم من الهند بأمان إلى عدن ، فقتله رجل بأخيه ، فكتب فيه إلى عمر بن عبد العزيز ، فكتب عمر أن لا تقتلوه به ، و خذوا منه الدية و ابعثوا بها إلى ذرّيّته ، و أمر به فسجن ؛ « 2 » زياد بن مسلم بيان داشت كه مردى از هند با امان ( زنهار ) به عدن وارد شد . فرد ديگرى در برابر كشتن برادرش به دست اين مستأمن ، او را كشت . در اين مورد براى عمر بن عبد العزيز نامه نوشتند او در پاسخ نوشت كه : او را نكشيد . از او ديه بگيريد و براى خانوادهء مقتول بفرستيد . بعد دستور داد قاتل را زندانى كنند . 2 . حدّثنا أبو بكر ، قال : حدّثنا ابن مهدى ، عن سفيان ، عن يوسف بن يعقوب ، أنّ رجلا من المشركين قتل رجلا من المسلمين ، ثم دخل بأمان ، فقتله أخوه ، فقضى عليه عمر بن عبد العزيز بالدية ، و جعله عليه في ماله ، و حبسه في السجن ، و بعث بديته إلى ورثته من أهل الحرب ؛ « 3 » مشركى ، مسلمانى را كشت آن‌گاه با امان وارد بلاد اسلامى شد ، كه برادر مقتول او را كشت . عمر بن عبد العزيز دستور داد قاتل از مال خودش ديه بپردازد و او را زندانى كرد . بعد پول ديه را براى ورثه‌اش - كه حربى بودند - فرستاد . نظر نگارنده : از نظر شيعه اختلافى نيست كه مسلمان در برابر مستأمن قصاص نمىشود ، ولى تعزير مىشود ؛ چون تساوى در دين از شروط قصاص است . امّا در مورد ديه ، بايد ديهء ذمّى پرداخت شود . پس اگر بر مستأمن عنوان ذمّى صادق باشد ادلّه شامل او هم مىشود . از اين رو ، ديه واجب است . « 4 » امّا در مورد حبس ، ملاك آن است كه بتوانيم حبس را نوعى تعزير بدانيم . در قسم دوم اين كتاب در مورد آن صحبت خواهيم كرد و مىگوييم كه بر آن عنوان تعزير صدق مىكند . 16 . حبس كسى كه مىخواهد فرزندش را بكشد شايد دليل اين زندان ، جلوگيرى از انجام كار حرام است . از ميان فقيهان شيعه و سنى

--> ( 1 ) . مرآة العقول ، ج 24 ، ص 71 . ( 2 ) . سنن سعيد بن منصور ، ج 2 ، ص 295 ، ح 2826 . ( 3 ) . مصنّف ابن ابى شيبه ، ج 9 ، ص 451 ، ح 8074 - 8075 و ج 12 ، ص 464 ، ح 15273 . ( 4 ) . نك : جواهر الكلام ، كتاب « قصاص » ج 41 ، ص 140 .