سيد محمد حسن مرعشى شوشترى
62
ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )
انتخاب اين كلمه آيهء شريفهء « وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ . » « 1 » مىباشد . در اين آيه چنان كه ملاحظه مىشود كلمه « بغت » و « تفيء » ذكر شده است و اختصاص به اقتتال و نبرد و جنگ دارد ، اما از آنجايى كه جنگ يكى از جرايم سياسى مىباشد ( چنان كه خواهيم گفت ) مىتوان دانست كه مراد از بغى در اين آيه جرم سياسى است . در روايات وارده در كتب روايى شيعه و اهل سنت نيز كلمهء بغى در معناى جرم سياسى ، به كار رفته است : در وسائل الشيعة ، كافى ، من لا يحضره الفقيه ، و غيره ابواب متعدد دربارهء بغات مطرح گرديده كه در تمامى آنها از كلمهء بغى همين معنى قصد شده است . فقهاء شيعه و اهل سنت نيز تحت همين عنوان جرم سياسى را مطرح كردهاند و آن را به معناى خروج بر امام عادل دانستهاند . فقهاء عامه نيز در روايات و كلمات خود از كلمهء بغى ، جرم سياسى را قصد كردهاند . احمد بن حجر عسقلانى حديثى را از پيامبر نقل مىكند كه راوى آن ام سلمه مىباشد و آن حديث اين است كه : ام سلمه مىگويد پيامبر ( ص ) دربارهء عمار ياسر فرمود : « تقتل عماراً الفئة الباغية . » يعنى عمار را فئه باغيه به قتل مىرسانند . سپس مىگويد اين روايت را مسلم روايت كرده است . « 2 » فقهاء عامه و حقوقدانان اخير آنان نيز بغى را جرم سياسى دانستهاند . عبد القادر عوده در كتاب ارزشمند خود التشريع الجنائى مىگويد : « فى تقسيم الجرائم بحسب طبيعتها الخاصه ، جرائم عاديه و جرائم سياسيه اى البغى . » « 3 » و سپس مىگويد : اسلام از به دو پيدايش ، بين جرائم عادى و جرايم بغى يعنى جرايم سياسى فرق گذاشته و اين فرق را از اين جهت در نظر گرفته است كه عنايت به مصلحت جامعه و امنيت و حفظ نظام و كيان آن داشته است . بنابراين نمىتوان هر جرمى را كه به منظور سياسى انجام مىپذيرد جرم سياسى دانست بلكه بعضى از جرايم عادى كه در شرايط خاصى انجام
--> ( 1 ) - سورهء حجرات ، آيه 9 ، يعنى : « و اگر دو طايفه از اهل ايمان با هم به قتال و دشمنى برخيزند ، البته شما مؤمنان بين آنها صلح برقرار داريد و اگر يك قوم بر ديگرى ظلم كرد با آن طايفه ظالم قتال كنيد ، تا به فرمان خدا بازآيد ( و ترك ظلم كند . ) سپس هرگاه به حكم حقّ برگشت با حفظ عدالت ميان آنها را صلح دهيد و هميشه عدالت كنيد كه خدا بسيار اهل عدل و داد را دوست مىدارد . » ( 2 ) عسقلانى ، احمد بن حجر : بلوغ المرام من ادله الاحكام ، ص 221 . ( 3 ) عودة ، عبد القادر : التشريع الجنائى الاسلامى ، ج 1 ، ص 100 .