سيد محمد حسن مرعشى شوشترى

29

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )

امام ( ره ) جلب مىكنم . معظم له مىفرمايند : « لا يكفى البلوغ فى زوال الحجر عن الصبى بل لا بدمعه من الرشد و عدم السفه بالمعنى الذي سنبينه . » « 1 » يعنى بلوغ در زوال حجر از كودك كفايت نمىكند ، بلكه لازم است همراه با بلوغ رشد و عدم سفه او به معنايى كه خواهيم گفت ، وجود داشته باشد . علامه حلى ( ره ) در كتاب تحرير الاحكام « 2 » مىفرمايد : « لا يكفى البلوغ فى زوال الحجر بدون الرشد فلا ينفذ تصرف المجنون و لا السفيه و هو الذي يصرف امواله فى غير الاغراض الصحيحة و لا يدفع ماله اليه و ان طعن فى السن . » از اين عبارت استفاده مىشود كه كليه تصرفات بالغ مادامىكه به حد رشد نرسيده باشد ، نافذ نبوده و سن هر چند بالا رود نمىتواند ، مؤثر در نفوذ تصرفات وى باشد ، مگر آنكه رشيد گردد . از اين جهت فرقى نيست بين آنكه اموالش در اختيار خود وى باشد و بخواهد در آنها تصرف نمايد و يا آنكه در اختيار ولى او باشد و ولىّ بخواهد اموال او را در اختيارش قرار دهد . براى توضيح بيشتر لازم است خوانندگان محترم به كتابهاى فقهى استدلالى مراجعه فرمايند . 9 - طرح اشكال و پاسخ بلوغ از نظر آيات و روايات چيزى جز بلوغ جنسى نيست كه همراه با قدرت و توانايى بر عمل جنسى مىباشد . در اين كبراى كلى هيچ‌كس از فقها ترديدى ندارد و متبادر در اذهان متشرعه از بلوغ نيز معناى ديگرى جز اين نمىباشد . بنابراين ، وقتى گفته مىشود فلان پسر و يا فلان دختر به حد بلوغ رسيده است ، مقصود آنان ، از بلوغ اين است كه آنان توانايى بر عمل جنسى دارند و مستفاد از « بَلَغُوا النِّكاحَ » و « بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ » همين معنى مىباشد . ليكن بعضى از اعاظم معاصرين مد ظله العالى معناى ديگرى براى بلوغ دختران در مقام پاسخ از مقاله اين جانب در مجله قضايى ، حقوقى دادگسترى شمارهء 4 بيان داشته است كه ذيلًا نقل مىشود : 1 - 9 - اشكال اول : « هرگاه مقصود از بلوغ طبيعى همان بلوغ جنسى

--> ( 1 ) - تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 13 ، مسأله 4 ، كتاب حجر . ( 2 ) تحرير الاحكام ، ص 218 ، چاپ سنگى ، افست .