سيد محمد حسن مرعشى شوشترى
22
ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )
مانند خروج منى و روييدن موى خشن بر زهار اماره مىداند . چنانچه مقصودشان شق دوم باشد ، آن را اماره براى بلوغ طبيعى مىدانند . بايد گفت اماره بودن سن 9 سال براى بلوغ مانند خروج منى درست نيست . زيرا غالباً در سن 9 سال بلوغ طبيعى محقق نمىگردد و لازم است كلامى را كه فقيه محقق و بزرگ شيعه مرحوم شيخ محمد حسن صاحب جواهر الكلام دربارهء بلوغ بيان فرموده ، در اينجا بياورم ، ايشان در توضيح مراد از بلوغ مىفرمايند : « و المراد بالاول ( البلوغ ) الذي هو فى اللغة الادراك ، بلوغ الحكم و الوصول الى حد النكاح بسبب تكون المنى فى البدن و تحرك الشهوة و النزوع الى الجماع و انزال الماء الدافق الذي هو مبدأ ، خلق الانسان بمقتضى الحكمة الربانية فيه و فى غيره من الحيوان لبقاء النوع فهو حينئذ كمال طبيعى للانسان يبقى به النسل و يقوى معه العقل و هو حال انتقال الاطفال الى حد الكمال و البلوغ مبالغ الرجال و النساء . » الى ان قال : و لم يتوقف على بيان الشارع فان البلوغ من الامور الطبيعية المعروفة فى اللغة و العرف و ليس من الموضوعات الشرعية التى لا تعلم الا من جهة الشرع . » « 1 » يعنى مراد از بلوغ در لغت ادراك و رسيدن است و در اصطلاح رسيدن به حد نكاح است كه از راه پيدايش منى در بدن و تحرك شهوت و ميل به انجام جماع و آمدن آب جهنده كه مبدأ خلقت انسان به مقتضاى حكمت ربانى در انسان و غير انسان از حيوان است ، تا نوع انسان و حيوان باقى بماند ، حاصل مىگردد . پس بلوغ در اين صورت يك كمال طبيعى براى انسان محسوب مىشود كه نسل با آن باقى بماند و عقل قوى و نيرومند شود و بلوغ عبارت است از انتقال اطفال از حالت كودكى به حد كمال و رسيدن به حد مردان و زنان . سپس مىفرمايد : در بلوغ نيازى به بيان شارع نيست . زيرا ، بلوغ از امور طبيعى است و در لغت و عرف شناخته شده است و از موضوعات شرعى نيست كه جز از طريق شارع قابل شناخت نباشد . فقهاى ديگرى نيز مانند شيخ طوسى ، و قاضى ابن براج ، محقق حلى ، علامه حلى و شهيد اول توجه به همين معنى داشتهاند و بلوغ را نيز امرى طبيعى و غريزى دانستهاند . با توجه به آنچه گفته شد ، معلوم مىگردد ، مسألهء بلوغ يك مسألهء تعبدى و فقهى نيست ، بلكه يك موضوع خارجى است و علايم و اماراتى كه شارع مقدس بيان داشته از قبيل
--> ( 1 ) - جواهر الكلام ، ج 26 ، ص / 4 ، كتاب الحجر .