ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

90

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

سرزمين خوارزم بيشتر حنفى - معتزلى بود . نجم الدين كبرى نيز مانند يوسف همدانى خود شافعى بود و از براى شنيدن حديث در نيشابور ، همدان ، مكه و اسكندريه بسى سفر كرد . در همان حال به عرفان گرايش يافت و سرانجام بر آن شد كه به طريقت تصوف درآيد . مرشدان او عبارت بودند از روزبهان فارسى در قاهره ، اسماعيل قصرى در دزفول ، و عمار بدليسى در بدليس ، كه گويا بر او بيشترين تاثير را بر جاى گذاشت . از پس آن به خوارزم بازگشت و در آنجا تا زمان مرگش كه به دست ايلغاريان مغولى در سال 618 / 1221 رخ داد به تدريس پرداخت « 1 » . آموزش‌هاى عرفانى شيخ كبرى چنان كه در نوشته‌هاى او آمده است نمايشگر حكمت متعادل مبتنى بر اسلامى راستين مورد قبول عموم و به دور از تصوف نظرى و وحدت‌گرايى عرفانى صوفى همروزگارش ابن عربى ( م 638 / 1240 ) بود . او نخستين صوفىاى بود كه به توصيف مشروح پديدارهاى سمعى و بصرى درباره تجربه عارفان و بحث درباره اهميت آنها پرداخت . او وحدت عرفانى را يكى شدن با صفت‌هاى خدايى و ذات الهى يا فناى اندك اندك عارف در آنها مىدانست . هر چند صوفيان ميانه‌رو روزگاران گذشته معتقد بودند كه محو تدريجى در صفت‌هاى الهى تنها در بصيرت عارف رخ مىدهد و به معنى از دست دادن صفت‌هاى خود او نيست ، كبرى عقيده داشت كه جايگزينى صفت‌هاى خدايى به جاى صفت‌هاى شخصى واقعيت دارد . برخى از همروزگارانش از او پنهانى انتقاد مىكردند كه عقيده‌اش بيانگر نظريهء اتحاد يا وحدت ميان عارف و خداست ، هر چند او از به كار بردن اين اصطلاح خوددارى مىكرده . بر رويهم اعتقاد او به درست دينى از گونه سنى بىچون و چرا بود « 2 » . تسنن شيخ كبرى به ظاهر با نقل‌هاى او درباره برخى از حديث‌هاى هواخواه على و يا سخنانى كه در حرمت على ، فاطمه و اخلاف آنها بيان داشت

--> ( 1 ) . درباره نجم الدين كبرى به ويژه نگ : « نجم الدين كبرى des فوايح الجمال و فواتح الجلال F . Meier » Die . ( 2 ) . نگ به داورى ذهبى ( شمس الدين ) كه در كتاب الوافى بالوفيات صفدى ج هفتم ص 263 آمده است .