ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

80

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

لعن قرار دادند . در زمان فرمانروايى قراخانيان ، كراميان در فرارود آزار و شكنجه شدند . ابن كرام در سالهاى پايانى زندگانى در اورشليم بود . و پس از مرگش جامعه رو به رشد كرامى در پيرامون گورگاهش باقى ماند . او همچنين پيروانى در كوههاى لبنان به دست آورد « 1 » . جنبش كرامى پيوسته ايرانى ماند و چندان از سرزمين‌هاى ايرانى فراتر نرفت . مقدسى كه بيشترين آگاهىها را درباره گسترش كراميان در روزگار خود به دست مىدهد از برزن ( محله ) ئى ويژه سكونت كراميان در شهر فسطاط مصر نام مىبرد . در خاور زمين ، افزون بر آنچه پيشتر ذكر شد ، مقدسى از جماعت‌هاى كرامى در ختل ، جوزجان ، مرورود ، دشت فرغانه ، بيار « 2 » ، گرگان و كوههاى تبرستان سخن مىگويد . در سال 414 / 1023 در بيهق « 3 » مدرسه‌اى از براى كراميان ساخته شد و چندى بعد در سده پنجم / يازدهم در آنجا همانند نيشابور در ميان جامعه‌هاى كرامى ، شافعى و حنفى زد و خورد پديدار گشت . چنين مىنمايد كه سرعت فوق عادت گسترش كراميان در آغاز كار و توفيق آنها در نگهداشت توان جنبش در زمانى بيش از دو سده ، در مقايسه با ديگر جريان‌هاى زاهدانه - عارفانه متقدم تا اندازه‌اى مرهون سازماندهى و ساختارهاى آنها بوده است . بارها گفته شده است كه كراميان نهاد خانقاه و مدرسه را در اسلام بنياد نهاده‌اند « 4 » . مهمترين شواهد را در اين باره مقدسى كه پيوسته به گونه‌اى مطلق خانقاه را به كراميان نسبت مىدهد ، به دست داده است « 5 » . روشن شده است كه در

--> ( 1 ) . Van Ess ص 31 . ( 2 ) . Biyar , م . ( 3 ) . ابن فندق « تاريخ بيهق » به كوشش ا . بهمنيار صص 194 - 195 . ( 4 ) . J . Riberay Taragon نخست معتقد بود كه خانقاههاى كراميان نهادهاى آموزشى نيز بودند و مدرسه‌هاى مذهب‌هاى فقهى اهل تسنن از همين خانقاهها سرچشمه گرفتند . نگ به مقاله وى زير عنوان Origin del Colegio Nidami de Bagdad « in Disertacionesy opusculos درج يكم صص 379 به بعد نيز نگ J . Chabbi مقاله « خانقاه در دانشنامه اسلام چاپ دوم . » ( 5 ) . تنها در دبيل Dabil ) Dvin ( مقدسى ( ص 379 ) از خانقاهى ياد مىكند كه احتمال تعلق داشتن يا نداشتن